تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
لغزش مىاندازند ، و اگر حقايق خارجى كه با ادراك مطابقت كند يا مطابقت نكند وجود نمىداشت ، خطاى حواسّ بىمعنى بود . « 1 » گذشته از اين ، آگاهى از خود و ادراكات خويش را علم واقعى دانستن و ادراكات ديگر را نسبت به هر چه جز نفس است مشكوك شمردن ، گزافه‌گويى آشكار است . هم‌چنين ، كسانى كه مىگويند پژوهش‌هاى تجربى نشان مىدهد كه اشياء موجود در خارج با صورت‌هايى كه حواسّ ما از آنها دريافت مىكند مطابقت ندارند و چون همهء علوم ما به حواسّ منتهى مىشود ، پس هيچ‌يك از معلومات ما با خارج چنان تطابقى ندارد كه حقيقت آن را براى ما كشف نمايد ؛ نيز عيناً سخن سوفسطىها را تكرار مىكنند . بدين معنى كه اگر حسّ ، حقيقت محسوس را آن‌چنان كه هست براى ما مكشوف نمىسازد و از طرفى هم كليّهء آگاهىها و علوم ما به حسّ ختم مىشود و بالنتيجه آنها
هامش
( 1 ) . دو گروه اخير شكّاكان ، فلاسفهء ايدآليست مغرب زمين و پيروان ايشان را شامل مىشود كه يا ادراك انسان را از دست‌يابى به واقعيت‌هاى خارج از او ناتوان مىبينند و يا اصولًا به واقعيتى خارج از انسان قائل نيستند و همهء ادراكات و علوم انسانى را ساختهء ذهن او مىدانند و ما به ازاء خارجى آن را انكار مىكنند . اينان معتقدند هيچ‌يك از علوم ما با واقعيت خارجى - اگر واقعيتى باشد - مطابقت ندارد و نكتهء جالب توجه اين است كه بيشتر آنان جهت اثبات مدعاى خود به خطاى حواس و ادراكات انسان استناد مىكنند ، اما مؤلّف رحمه الله چنان‌كه در متن ملاحظه شد ، در ردّ عقيدهء ايشان به همان خطاى حواس استناد كرده و مىگويد اگر واقعياتى وجود نداشته باشد كه علم ما با آن مطابقت بكند يا مطابقت نكند ، خطا و صواب علوم ما چه معنى مىتواند داشته باشد ؟ يعنى اعتراف به وجود خطاى حواس و خطاى فكر و ادراك ما ، متضمّن دو مطلب اساسى است كه هر دو بر ضدّ عقيدهء شكّاكان است و از مسائل مهم شناخت‌شناسى يا علم‌المعرفه به‌شمار مىرود . يكى اين‌كه نفسِ اعتراف به خطا ، مبيّن آن است كه صوابى نيز وجود دارد و چون خطا به عدم مطابقت علم با واقع تعريف مىشود ، پس در خارج از ما چيزى به نام واقعيت وجود دارد كه شكّاك منكر آن است . دوم ، مسئلهء كاشفيّت علم از خارج ، چه اگر علم ما از واقعيات خارجى حكايت نمىكند چگونه به خطا و صواب آن وقوف مىيابيم . براى اطلاع بيشتر رجوع شود به مجلّدات اصول فلسفه و روش رئاليسم از مؤلّف رحمه الله و حواشى مرحوم شهيد مطهرى