تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
اين چنين است و يا با كمك مزاج چنان‌كه در انتقال مريض خفته از يك پهلو به پهلوى ديگر مشاهده مىشود ، و يا به كمك خوى و عادت چنان‌كه در بازى با ريش چنين است . « 1 » پس هرگاه مبادى سه‌گانهء ياد شده از حيث غايت با يكديگر متّفق باشند با آن‌كه فعل ، عبث يا گزاف است ، در عين حال بر حسب مبادى خود داراى غايت خاص خواهد بود . چنان‌كه انسان ، صورت مكان خاصّى را تخيّل كند و بدان مشتاق گردد و به‌سوى آن حركت كند ، هر چند عمل او بيهوده باشد از غايت مخصوص خود خالى نخواهد بود . هرگاه به دنبال صورت علميّه ، شوق درآيد و طبيعت و يا مزاج نيز آن را يارى كند ، چنان‌كه در عمل تنفّس و در انتقال مريض از جانبى كه خسته شده است به جانب ديگر مشاهده مىشود ، و اين‌گونه اعمال را قصد ضرورى مىنامند ، و همين‌طور در مواردى كه خلق و خوى به كمك شوق درآيد چنان‌كه در اعمالى همچون بازى با ريش مشاهده مىشود و اين‌گونه اعمال را عادت مىنامند ؛ هر يك از مبادى مذكور غايت خود را دارد و هيچ فعلى بدون غايت نخواهد بود . حال اگر فاعل در برخى از افعالى كه ذكر شد ، يا در همهء آنها از صورت خيالى غايت كه در ذهن او است غافل و بى التفات باشد در اصل مطلب خللى وارد نمىآيد ، زيرا تخيّل غايت غير از آگاهى از تخيّل غايت است و علم نيز غير از علم به
هامش
( 1 ) . چنان‌كه ملاحظه گرديد مبادى فعل ارادى چهار است : 1 . نيروى حركتى كه مباشر با حركت و فعل است ، 2 . اراده ، 3 . شوق ، 4 . صورت علميّه ، كه از اين چهار مبدأ غير از اراده باقى مبادى غيرارادى است . نيروى حركتى در جمادات و عوامل طبيعى نيز وجود دارد ، شوق نيز كشش يا انجذاب غيرارادى است كه در حيوان نسبت به چيزى حاصل مىشود و پس از حصول صورت علميّه تحقّق مىيابد . يعنى ابتدا از طريق تخيّل ( حضور صور جزئيه ) يا تفكّر ( تنظيم صور كليّه ) صورت فعل و غايت مترتب بر آن در ذهن حاصل مىشود و پس از آن ، فعل تحقق مىيابد ، هر چند كه اراده در آن دخالت نداشته باشد . چنان‌كه گاه ، صورت جزئى به تنهايى مبدأ شوق واقع مىشود و گاه فكر نيز باآن همراه است و گاه خود مبدأ شوق است و گاه به كمك طبيعت و مزاج و خوى و عادت
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 330 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين