اما با تأمّل در مبادى افعال ارادى و چگونگى ترتّب غايات بر آنها اينگونه توهّمات از بين خواهد رفت .
حكما گفتهاند : افعال ارادى و حركات اختيارى داراى يك مبدأ نزديك و مباشر با حركات افعال است كه آن را قوّهء عامله مىنامند و در عضلات بدن پراكنده است و محرّك اندامهاست ؛ و پيش از قوهء عامله ( نيروى حركتى ) مبدأ ديگرى هست كه شوق ، يا مبدأ شوقى ناميده مىشود كه به اجماع و اراده منتهى مىگردد ؛ و پيش از شوق مبدأ ديگرى وجود دارد كه همان صورت علميّه است و از طريق تفكّر يا تخيّل حاصل مىشود كه فاعل را به انجام فعل به سبب غايتى كه مترتب بر آن است دعوت مىكند . اين سه مبدأ ، قوّهء عامله ، شوق و صورت علميّه ، مبادى غير ارادى فعل است .
قوّهء عامله يك مبدأ طبيعى بدون شعور است و غايت آن ، همان چيزى است كه حركت بدان منتهى مىشود ، همچنان كه همهء فاعلهاى طبيعى بدين گونهاند .
دو مبدأ ديگر ، يعنى نيروى شوقى و صورت علميّه گاه از جهت غايت با قوّهء عامله متحدّند و غايت آنها نيز همان است كه حركت بدان منتهى مىگردد و در اين صورت مبادى سهگانه داراى يك غايت واحد خواهند بود . چنانكه كسى قرار يافتن در جايى غير از جاى خويش را تخيّل كند و نسبت بدان مشتاق شود و بهسوى آن حركت كند و در آن استقرار يابد . گاه نيز ممكن است كه غايت اين دو مبدأ با غايت قوّهء عامله متفاوت باشد ، چنانكه كسى مكانى را تصور كند و بدان منتقل شود تا دوست خود را ملاقات نمايد .
مبدأ بعيد يعنى صورت علميّه گاه ممكن است تخيّلى باشد و فقط صورت فعل در تخيّل حاضر گردد بدون فكر ، و گاه ممكن است فكرى باشد و در آن صورت تخيّل جزئى فعل نيز به همراه آن خواهد بود ، و گاه ممكن است خود به تنهايى مبدأ شوق باشد ، و گاه نيز ممكن است با كمك طبيعت مبدأ شوق واقع شود ، چنانكه در تنفّس
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٢٩