تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
عليت خود نسبت به همه ، قائم به ذات خويش است ، و او است موثّر به معنى حقيقى كلمه ، و هيچ چيز جز او در وجود مؤثّر نيست ، زيرا هيچ چيز ديگرى استقلال وجودى ، كه ملاك عليت و ايجاد است ندارد . استقلال همهء موجودات نسبى است و همهء علل فاعلى وجود در واقع معدّات و عوامل كمكى به حساب مىآيد كه معلول را به منبع فيض مبدأ اول نزديك مىسازند . آنچه گفته شد ، تنها از جنبهء اصالت و تحقق وجود بود كه با همهء مراتب خود در موجودات عالم متحقق و سارى است ، اما نظر به ماهيات جوهرى و عرضى كه عقل اعتبار مىكند و متلبّس به وجود و داراى استقلال هستند ، حق‌تعالى علتى است كه همهء علل به او منتهى مىگردد . يعنى هر چه بدون واسطه به دو منتهى شود او علت آن است ، و هر چه با واسطه به دو منتهى گردد او علت علت است نسبت بدان ، و علت علت هر چيز ، علت آن چيز محسوب است ، پس حق‌تعالى فاعل همه چيز است و تمامى علل در تسخير او است .

فصل نهم : فاعل تامّ ، در وجود قوىتر و متقدّم بر فعل خويش است

اين‌كه فاعل از حيث وجود قوىتر و شديدتر از فعل خويش است از آن‌رو است كه فعل ، كه معلول او است ، نسبت به او در حكم رابط است و قائم بر وجود اوست و فاعل داراى استقلال است و قوام‌دهندهء فعل و محيط بر آن . معنى شديدتر و قوىتر نيز جز اين‌كه گفته شد نيست و اين حكم در مورد علت تامّه و فاعل مؤثّر ، هر دو جارى است . ( اسفار ، ج 2 ، ص 187 ) . صدرالمتألّهين رحمه الله مسئله را از بديهيات انگاشته ، گويد : بداهت عقل حكم مىكند كه علت مؤثّر ذاتاً از معلول خود قوىتر باشد ليكن در ساير علل مسئله بدين بداهت نيست . اما اين‌كه فاعل بر فعل خود از جهت وجود متقدّم باشد هم از امور فطرى است ،