تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
آن كس كه ايستادن برايش امرى عادى است هر دو جانب قضيّه را تصور مىكند و بدون ترس و هراس جانب بر جاى ماندن و عدم سقوط را تصور مىكند و در نتيجه بر سر ديوار مىماند . اما اين‌كه اين‌گونه فعل به عنايت ، فاقد غايت عقلايى و مصلحت‌آميز است ، موجب آن نمىشود كه آن را مطلقاً خالى از داعى بدانيم ، زيرا داعى اعم از آن است ، و پس از اين در مبحث « لعب و عبث » از آن سخن خواهيم گفت .

فصل هشتم : در عالم وجود ، مؤثّرى به معنى حقيقى كلمه جز حق‌تعالى نيست

پيش از اين گفته شد كه قانون عليت و معلوليت در كليّهء موجودات عالم مساوى است و هيچ موجودى نمىتوان يافت كه از اين سه حالت بيرون باشد : يا علت است و معلول نيست يا معلول است و علت نيست و يا معلول چيزى و علت چيزى ديگر است . هم‌چنين گفته شد كه سلسلهء علل به علتى منتهى مىگردد كه خود ، معلول نباشدو آن ذات واجب متعال است . نيز گفته شد كه واجب متعال واحد به وحدت حقّه است كه هيچ دوگانگى و چندگانگى در وى نيست و هر چه جز او است فى نفسه ممكن است و در انتساب به او واجب . نيز گفتيم كه هيچ معلولى از علت فاعلى بىنياز نتواند بود چنان‌كه از علت تامّه نيز بىنياز نتواند بود ، پس ذات بارىتعالى علت تامّهء همه چيز است در عين حال كه علت فاعلى همه نيز اوست . نيز گفته شد عليت در وجود يعنى اثر وجودى جاعل ، و اين‌كه وجود معلول نسبت به علت خود رابط است و قائم بر او است ، و وجود علت نسبت به معلول خود ، وجود مستقل و قوام‌دهنده است . پس هر حكمى كه به معلول نسبت داده مىشود در واقع از علت است و به واسطهء وجود علت . بنابراين ، تنها خداى متعال فاعل مستقل و مبدأ موجودات است و در ايجاد و