نبايد از نظر دور داشت كه خردمندان همواره در قوانين و سنن اجتماعى براى حفظ مصالح جامعه و مراعات قوانين آن ، ميان فعل اختيارى و اجبارى فرق گذاشتهاند تا ستايش و نكوهش و ثواب و عقاب مردم در ازاء سنن جاريهء اجتماع در جاى خود قرار گيرد .
پس ، تقسيم فعل به اختيارى و جبرى ، تقسيمى است اعتبارى نه حقيقى . « 1 »
به همين ترتيب فاعل به عنايت نيز از نوع فاعل به قصد است نه نوعى متمايز از آن ، زيرا مثلًا تصور سقوط در كسى كه بر جاى بلند ايستاده و ترس ناشى از آن تصور باعث سقوط وى مىگردد در حقيقت با همان تصور در كسى كه ايستادن در چنان شرايطى ، به سبب تمرين و تكرار براى وى امرى عادى است ، مانند بنّايى كه بر سر ديوارهاى بلند و بناهاى مرتفع به آسانى حركت مىكند ، علم واحد و يكسانى است .
بدين معنى كه شخصى كه بر سر ديوار بلند ايستاده است مىداند كه ممكن است در جاى خود بماند و سقوط نكند و ايمن باشد ، و يا سقوط كند و هلاك شود . جز اينكه آن شخص كه خوف و هراس بر او مستولى شده و شدت ترس و اضطراب سراپاى او را فرا گرفته است تنها به تصور سقوط مىپردازد و در نتيجه فرو مىافتد و
هامش
( 1 ) . آنچه در مورد يكسان بودن فعل اختيارى و اجبارى از حيث وجود خارجى فعل بيان گرديد ، شايد اين شبهه را ايجاد كند كه تفاوت بارزى كه بين فاعل و فعل اختيارى از يك طرف و فاعل و فعل جبرى از طرف ديگر وجود دارد امرى بديهى است و انكار آن مكابرهاى بيش نيست ، گوييم : اين تفاوت هنگامى مطرح مىشود كه برحسب قوانين و عرف اجتماعى ، به ارزيابى دوگونه فعل و دوگونه فاعل پرداخته شود و پيداست كه در جامعه هر فعلى ارزش خاصى دارد ، بعض افعال در خور ستايش و برخى در خور نكوهشاند . در اينجاست كه فاعل مجبور با فاعل مختار از يكديگر متمايز مىشوند ، بنابراين تفاوت آن دو ، اعتبارى است