تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
است و آن علم اجمالى از طريق علم او بر ذات خود حاصل است كه معلول و فعل ناشى از ذات را نيز در بر مىگيرد . چنان‌كه انسان صورت‌هاى خيالى را مىسازد و علم تفصيلى او به صورت‌ها ، خود همان فعليت يافتن آنهاست در حالى كه قبل از علم تفصيلى و فعليت صور خيالى ، همهء آنها در علم اجمالى انسان ، از طريق علم او بر ذات فعّال خويش معلوم است ؛ و نيز مانند فاعليّت حق‌تعالى نسبت به مخلوقات عالم ، بر حسب عقيدهء اشراقيون . پنجم ، فاعل به قصد و آن فاعلى است كه نسبت به فعل خود علم و اراده دارد و علم او نيز قبل از فعل ، تفصيلى است و ناشى از انگيزه و داعى خارجى و زائد بر ذات است ؛ مانند انسان در افعال اختيارى خود و نيز مانند واجب متعال بر حسب قول متكلّمين . ششم ، فاعل به عنايت ، و آن فاعلى است كه بر فعل خود علم قبلى دارد و علم وى زائد بر ذات اوست ، و همان صورت علميّه ، خود منشأ صدور فعل است نه عامل زائد ديگرى . چنان‌كه انسان ، هرگاه بر سر ديوار يا درختى تصور سقوط كند ، فرو خواهد افتاد ؛ هم‌چنين ، حق‌تعالى موجودات را به مجرّد علم بر آنها ايجاد مىكند ، چنان‌كه عقيدهء مشائون است . هفتم ، فاعل به تجلّى و آن فاعلى است كه بر فعل خود علم تفصيلى دارد كه عين علم اجمالى او بر ذات خويش است ، چنان‌كه نفس مجرّد انسانى ، كه صورت اخير نوع انسان است و در عين بساطت مبدأ همهء كمالات ثانويهء نوع خويش است و چون نسبت به آنها جنبهء علميّت دارد در ذات خود واجد همهء آن كمالات است و علم وى به ذات خود در واقع علم به تفاصيل كمالات خويش است هرچند كه از يكديگر متمايز نباشند ؛ و مانندواجب متعال بنابر آنچه پس از اين خواهيم گفت كه علم اجمالى او بر اشياء عين كشف تفصيلى است . هشتم ، فاعل به تسخير و آن فاعلى است كه خود و فعلش ، از آن فاعل ديگرى باشد