تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
طبع ( طبيعى ) گويند و يا فعل ملايم طبعش نيست كه آن را فاعل به قَسر ( قَسرى ) نامند . اما اگر بر فعل خود عالم است و علم در فعلش مدخليّت دارد يا فعل بر وفق ارادهء او نيست كه در آن صورت او را فاعل به جبر ( جبرى ) گويند ، و يا بر وفق اراده او است ؛ در آن صورت يا علم او به فعل در مرتبهء فعل و عين فعل اوست كه او را فاعل به رضا گويند ، و يا علم او به فعل ، قبل از فعل اوست كه در اين صورت يا فعل او مقرون به داعى يا انگيزهء خارجى است كه او را فاعل به قصد گويند ، و يا مقرون به داعى خارجى زائد بر ذات فاعل نيست بلكه خود علم ، منشأ صدور معلول است . اگر علم فاعل زائد بر ذات وى باشد ، او را فاعل به عنايت گويند و اگر زائد بر ذات نباشد بلكه عين ذات باشد ، او را فاعل به تجلّى گويند . اكنون ، فاعل به هر كيفيتى كه فرض شود ، اگر خود و فعلش منسوب به فاعل ديگرى باشد او را فاعل به تسخير گويند . بنابراين فاعل بر هشت قسم است : اول ، فاعل به طبع و آن فاعلى است كه بر فعل خود علم و آگاهى ندارد و در عين حال فعل با طبعش سازگار است ، مانند نفس انسان و حيوان كه نسبت به افعال حياتى بدن و قواى جسمانى ، فاعل به علم نيست و افعال وى از روى طبع است نه علم . دوم ، فاعل به قسر ، كه نه بر فعل خود عالم است و نه فعل با طبعش موافقت دارد ، مانند نفس نسبت به افعال بدنى در حال بيمارى كه افعال وى به علت نيروهاى ديگر ، كه ناشى از بيمارى است از مسير طبيعى خود منحرف گردد و به طرز ديگرى عمل كند . سوم ، فاعل به جبر و آن فاعلى است كه نسبت به فعل خود علم و آگاهى دارد ليكن فعل به ارادهء او نيست ؛ مانند انسان كه بر انجام آنچه نمىخواهد مجبورش كنند . چهارم ، فاعل به رضا ، و آن فاعلى است كه فعل مورد ارادهء اوست و ارادهء او ناشى از علم است و علم تفصيلى او بر فعل ، عين فعل است و قبل از فعل ، علم او اجمالى