واحد نامتناهى موجود نخواهد بود تا براهين مربوط به استحالهء تسلسل بر آن جارى گردد [ نه آنكه سلسلهء موجودات نامتناهى بالفعل ، تحققپذير باشد ] .
يادآورى ديگر
اقتضاى برهانهايى كه براى محال بودن تسلسل اقامه شد اين است كه تسلسل در همهء اقسام علت ، از علت فاعلى و غائى و مادى و صورى محال است ؛ همچنان كه در مورد علت تامّه بطلان آن به اثبات رسيد . دليل آنكه در همهء اين موارد حكم امتناع جارى است آن است كه امتداد ترتّب يا به عبارت ديگر توقف وجودى اجزاء بر يكديگر در تمامى اقسام علل ياد شده تا بىنهايت برقرار است .
از آنچه گفته شد ، محال بودن تسلسل در اجزاء ماهيت نيز اثبات مىشود . يعنى در ماهيت نيز محال است كه براى جنس ، جنس ديگرى و براى آن نيز ديگرى ، تا بىنهايت سلسلهء اجناس ادامه يابد ؛ و يا هر فصل داراى فصلى باشد و آن نيز فصلى ديگر تا بىنهايت ، زيرا جنس و فصل همان ماده و صورت هستند كه به اعتبار لا به شرط در نظر گرفته شدهاند . « 1 »
از اين گذشته ، اگر اجزاء تشكيل دهندهء يك ماهيت نامتناهى باشد تعقّل چنان ماهيتى امكانپذير نخواهد شد .
فصل ششم : علت فاعلى
پيش از اين گفتيم كه ماهيت ممكن براى موجود شدن نيازمند مرجّحى است كه
هامش
( 1 ) . قبلًا در مبحث اعتبارات ماهيت گفته شد كه جنس و فصل مأخوذ به شرط لا همان ماده و صورت است و ماده و صورت مأخوذ لا به شرط جنس و فصل است .
حال از آنجا كه تسلسل در علل چهارگانه ، از جمله مادى و صورى محال است ، پس در جنس و فصل هم محال است