خويش است كه از محالات عقلى است .
اما تسلسل آن است كه يك شىء موجود مترتّب بر شىء موجود ديگرى باشد و آن شىء ديگر بر شىء سوم و آن بر چهارم تا بىنهايت ؛ خواه سلسلهء آن از دو طرف بىنهايت باشد چنانكه قبل از هر قبل ، قبلى باشد و بعد از هر بعد ، بعدى ، و يا آنكه تنها در يك جهت بىنهايت باشد ، اما در هر حال شرط اصلى براى تسلسل آن است كه همهء اجزاء آن بالفعل موجود و در وجود مجتمع باشند و در بين اجزاء ترتّب يكى بر ديگرى برقرار باشد .
تسلسل در علل يعنى مترتب بودن يك معلول بر علت خود و ترتّب علت بر علت علت و علت علت بر علت ديگر و بدين ترتيب تا بىنهايت .
تسلسل در سلسلهء علل محال است و از جمله برهانهايى كه بر آن اقامه شده از اين قرار است :
برهان اول
وجود معلول نسبت به علت خود وجود رابط است ، زيرا قوام آن جز بر علت نيست و علت ، وجود مستقلّى است كه معلول را موجوديت مىبخشد - همچنان كه پيش از اين گفته شد . حال اگر علت نيز معلول امر ثالثى باشد و آن نيز معلول ديگرى ، هيچيك از علل نسبت به علت قبلى وجود مستقل نخواهد داشت . پس اگر سلسلهء علل كه همگى معلول هستند تا بىنهايت ادامه يابد و به يك علت غيرمعلول مستقل غيررابط منتهى نگردد ، هيچيك از اجزاء سلسله وجود و تحقّق پيدا نخواهد كرد ، زيرا محال است كه وجود رابط بدون وجود مستقل باشد .
برهان دوم
اين برهان كه به برهان طرف و وسط معروف است از شيخالرئيس ابوعلى سينا در