تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
را كرده است و از انجام آن ناتوان مانده ، نمىداند كه نمىتواند ، يعنى ارادهء فعل را دارد ، اما توان آن را ندارد . « 1 » پس از اراده قوهء عامله يعنى نيروى محرّك عضلات در كار مىآيد و عضلات را به حركت درمىآورد كه همان فعل است . بنابراين ، مبادى فعل ارادى در انسان عبارت است از علم و شوق و اراده و نيروى عامل و محرّك و اين چيزى است كه در افعال ارادى خود به وضوح مىيابيم و با دقت در احوال جانداران ديگر معلوم مىشود كه آنها نيز در افعال ارادى خود داراى چنين حالاتى هستند . از آنچه گذشت معلوم مىشد كه : اولًا : مبدأ فاعليّت در افعال ارادى انسان ، نفس انسانى است و او فاعل علمى است نسبت به افعالى كه كمالات ثانويّهء اوست و علم ، متمّم فاعليّت است و به وسيلهء آن كمال حيوان از غيركمال متميّز مىگردد . از پس علم ، شوق درمىآيد بدون آن‌كه خود متوقف بر شوق يا ارادهء قبلى ديگرى باشد ، و به دنبال شوق اراده درمىآيد كه بر ارادهء ديگرى متوقف نيست و گرنه آن نيز لزوماً متوقف بر ارادهء ديگرى بود و به تسلسل منتهى مىشد . بنابراين ، اين‌كه بعضى اراده را علت فاعلى فعل دانسته‌اند درست نيست چه ، اراده و شوقى كه پيش از آن است از لوازم علم است كه خود ، متمّم فاعليّت فاعل است . ثانياً : آن دسته از افعال انسان كه علم در صدور آن دخالت دارد بيرون از افعال ارادى فاعل نيست حتى افعال جبرى ، و پس از اين ، در بحث از اقسام فاعل بدان اشاره خواهد شد .
هامش
( 1 ) . منظور مؤلّف رحمه الله اين است كه وقتى كسى با شوق فراوان ارادهء فعلى را مىكند در حالى كه عاجز از انجام آن‌است ، درمىيابيم كه بلافاصله پس از شوق مفرط ، فعل نيست بلكه كيفيتى ديگر به نام اراده وجود دارد . يعنى علاوه بر شوق كه ميل طبيعى نسبت به فعل است ، اراده كه ميل اختيارى است هم وجود دارد . پس اراده قطعيّت عزم و تصميم است نسبت به فعل و اين غير از شوق شديد است . ر . ك . اسفار ، ج 4 ، ص 113