تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
متعاقب بر آن درآيد موجود نيست و شرط تضاد ، وجود چنين حالتى است . ديگر اين‌كه در اين‌گونه احوال عارض بر عدد ، تشكيك به شدت و ضعف و به زيادت و نقصان نيست . بنابراين ، هم‌چنان كه مقوس يا مستدير بودن ، جز با بطلان موضوع و وجود موضوع ديگر تبدل نمىيابد زوجيّت نيز به زوجيتِ زوج زوج ، تبديل نمىشود مگر با بطلان موضوع كه همان معدود آن باشد و وجود موضوع ديگرى غير از آن‌كه از حيث عدد با آن فرق دارد و بدين ترتيب زوجيتى كه عرض است باطل مىشود و زوجيت ديگرى جاى آن مىنشيند و در اين معنى تشكيك وجود ندارد . ديگر اين‌كه با توجه به مطالب ياد شده كيفيّات مختص به كميّات در ماديّات و مجردات مثالى هر دو تحقق مىيابد ، البته در صورتى كه عالم مثال مجرّد باشد .

فصل چهاردهم : كيفيّات استعدادى ( قوه و لاقوه )

معنى جامع بين اين‌گونه كيفيّات كه در حكم نوع نسبت به همهء مصاديق و به منزلهء جنس نسبت به انواع خاصّ آن باشد عبارت است از استعداد شديد جسمانى نسبت به امرى خارجى ، يعنى كيفيتى در جسم كه به واسطهء آن حدوث امرى از خارج ترجُّح مىيابد ، و اين بر دو نوع است : يكى استعداد شديد فعل‌پذيرى و ديگرى استعداد شديد فعل‌ناپذيرى ؛ اولى مانند مِمراضيّت و نرمى و دومى مانند مَصاحيّت و سختى . « 1 » بعضى بر اين دو نوع مذكور ، نوع سومى نيز افزوده‌اند كه عبارت است از استعداد شديد نسبت به فعل ، مانند استعداد كشتىگيرى و امثال آن ، اما شيخ‌الرئيس آن را مردود دانسته و صدرالمتألّهين نيز به تبع او در اسفار گويد : « در اين‌كه استعداد
هامش
( 1 ) . مِمراض يعنى كسى كه بدنش براى پذيرش هر بيمارى مستعد باشد و مَصاحّ به عكس اين معنى است ، يعنى كسى كه بدنش به آسانى بيمار نمىشود ، كه به‌عنوان دو كيفيت استعدادى و دو عرض جسمانى در اغلب آثار حكما ذكر شده است
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 229 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين