اينگونه كيفيات سه قسم است : 1 . شكل و زاويه ، 2 . كيفياتى كه عارض كم متصّل مىشود ، مانند خميدگى و راستى و تحدّب و تقعّر كه بر خط و سطح و جسم تعليمى درمىآيد ، 3 . كيفياتى كه اختصاصاً عارض عدد مىگردد ، مانند زوج بودن و فرد بودن ، تربيع و جذر و كعب و غيره .
بعضى از اهل فن ، نوع چهارمى بر سه قسم مذكور افزودهاند به نام « خلقت » كه مراد آنان تركيبى از شكل و رنگ است ؛ و البته درست نيست ، زيرا وحدت حقيقى كه داراى ماهيت حقيقى باشد در اين كيفيت خاص وجود ندارد ، بلكه از مركّبات اعتبارى است و چنانچه داراى ماهيتى مىبود ، بايستى تحت كيفيّات بصرى و كيفيّات مخصوص به كميّات هر دو درآيد ، در حالى كه آنها دو جنس متباين هستند و اين امرى است محال .
1 . شكل . هيأتى است كه از احاطهء كامل حد يا حدودى بر كم ، حاصل مىشود ، مانند شكل دايره كه خط واحدى آن را احاطه كرده است . نيز ، مثلث ، مربع ، كثيرالاضلاع كه خطوطى آنها را در خود گرفته است . همچنين ، كُره كه سطح واحدى آن را در بر گرفته و مخروط و استوانه و مكعب كه بيش از يك سطح آنها را احاطه كرده است .
شكل از كيفيّات بهشمار مىآيد ، زيرا حدّ كيف بر آن صادق است . شكل ، امرى است غير از سطح و جسم و حدود محيط بر آن دو ؛ همچنين بر مجموعهء سطح و حدود نيز اطلاق نمىشود ، بلكه هيأت حاصله از سطح و جسم است كه حدود خاصى آن را احاطه كرده است .
زاويه هيأت حاصل از احاطهء ناقص دو يا چند حدّ است كه در يك حدّ با يكديگر تلاقى كنند . همچون زواياى مسطّحه كه حاصل از احاطهء دو خط است كه در نقطهء زاويه با هم تلاقى كردهاند و زاويهء مجسّمه كه از احاطهء سطح مخروط در انتهاى نقطهء رأس حاصل شده است ، و زاويهء مكعب كه از احاطهء سه سطح به وجود آمده است .
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٦