تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
مىشود كه استقامت ، فصل يا لازمهء فصل خط مستقيم است . بنابراين مستقيم و مستدير در نوع مغاير يكديگرند . نيز سطح مستوى و غيرمستوى از حيث نوع مخالف يكديگرند و سطوح غيرمستوى و اجسام تعليمى نيز با يكديگر مغايرت نوعى دارند . از نتايج متفرعه اين اصول يكى اين است كه ميان مستدير و مستقيم تضاد وجود ندارد ، زيرا به‌طور متعاقب بر يك موضوع درنمىآيند و خلاف بين آن دو نيز در حدّ نهايت نيست . هم‌چنين بين خط و سطح ، سطح و جسم تعليمى و نيز بين سطوح و اجسام تعليمى با يكديگر تضادى وجود ندارد . ديگر اين‌كه اختلاف بين مستدير و مستقيم مبتنى بر شدت و ضعفِ تشكيكى نيست بدان نحو كه شديد مشتمل بر ضعيف باشد با چيزى افزون بر آن ، زيرا مستدير متضمن مستقيم نيست و بالعكس . 3 . قسم سوم از كيفيّات مختص به كميّات ، زوجيت و فرديت عارض بر عدد است ؛ هم‌چنين مربع و جذر و كعب و امثال آن‌كه از صفات اعداد است . همهء اين عوارض از مقولهء كيفيّات شمرده مىشوند نه كميّات ، چون حدّ كيف بر آنها منطبق است . اين مسئله با توجه به اين‌كه هر يك از مراتب عدد خود نوع مستقل مباين با نوع ديگر است و تنها در قسمت‌پذيرى با مراتب ديگر عدد مشاركت دارد ، به سادگى قابل درك است و به وضوح معلوم است كه قابل تقسيم به دو قسمت مساوى بودن ( زوجيّت ) و نبودن ( فرديت ) صفتى است براى انقسام و خود قابل انقسام نيست پس از مقولهء كم نتواند بود و جنبهء نسبى هم ندارد و بنابراين از اعراض نسبى نيز به‌شمار نمىآيد . پس زوجيّت و فرديّت ، چيزى جز كيفيّات عارض بر كميّات نيست . ديگر صفات اعداد از قبيل تربيع و تجذير و تكعيب هم از كيفيّات عارض بر كميّات است . با تأمل در آنچه گذشت معلوم مىشود كه در بين كيفيات و احوال عدد تضاد وجود ندارد ، چون اساساً موضوع مشتركى كه زوجيّت و فرديت به‌طور