تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
وجود واقعى ندارد . 3 . مذوقات ، يعنى مزه‌هاى محسوس از اجسام كه توسط حس ذائقه ادراك مىشود . مزه‌هاى بسيط را چنين برشمرده‌اند : تندى ، شورى ، تلخى ، چربى ، شيرينى ، تَفَه ( مثل نان و گوشت كه نه شيرين و نه ترش است و نه تلخ و نه شور ) زُمختى ( عفوصت ) قبض ( گسى ) ترشى و آنچه جز اين مزه‌ها است از تركيب اين نُه طعم است . 4 . مشمومات ، كه انواع بوها را شامل مىشود و توسّط حسّ شامّه ادراك مىگردد ، اما براى بوهايى كه احساس مىكنيم اسم‌گذارى نشده است تا آنها را باز شناسيم ، جز اين‌كه هر يك از بوها را به موضوع خود اضافه كرده ، بدين طريق هر بو را مشخص نماييم ؛ مانند بوى مشك ، بوى گل سرخ و غيره . يا اين‌كه بوها را از نظر موافقت با طبع يا مخالفت با آن از هم متمايز سازيم چنان‌كه گوييم بوى خوش ، بوى گند ؛ و يا از طريق نسبتى كه با مزه‌ها دارند چنان‌كه گوييم بوى ترش ، بوى شيرين و همهء اينها ، چنان‌كه شيخ‌الرئيس گفته است دلالت بر ضعف حسّ شامّهء انسان دارد . 5 . ملموسات ، انواع كيفيّات محسوس است كه از راه حسّ لامسه ادراك مىشود . بسائط ملموسات را دوازده دانسته‌اند بدين شرح : گرمى ، سردى ، نم ، خشكى ، نرمى ، درشتى ، چسبندگى ، سختى ، ترى ، سنگينى و سبكى ؛ و بعضى : صافى ( لغزندگى ) و زبرى و شُلى و سفتى را نيز از اين جمله شمرده‌اند ، اما قول معروف آن است كه اينها مركبند .

فصل سيزدهم : كيفيّات مختص به كميّات

كيفياتى را مىشناسيم كه به واسطهء كميّات عارض اجسام مىشود ، يعنى در درجهء اول كم بدان اتّصاف مىيابد و سپس جسم به سبب كميّتى كه دارا مىباشد بدان متّصف مىگردد ؛ مانند خميدگى در خط و يا زوج بودن در عدد .