جنسى نيست ، امكان آنكه در تعريف آنها حدّ بهكار رود ( مشتمل بر جنس و فصل ) وجود ندارد . از اينرو تعريفات متداول مقولات ، همواره ، رسمهاى ناقص است « 1 » كه تنها در آن به خاصّه اكتفا گرديده تا باعث تمييز گردد ، اما در مورد كيف همان خاصّهء لازم و شاملى كه همهء كيفيات را در بر گيرد نيز يافت نمىشود ، جز اينكه بگوييم :
عرضيت و مغايرت آن با كم و اعراض نسبى تنها خاصهء شناخت شدهء آن است و سرانجام آن را چنين تعريف كنيم : كيف عرضى است كه با كم و اعراض نسبى مغايرت دارد .
تعريف مذكور ، در واقع تعريف شىء به معرّفى است كه در شناخت و عدم شناخت با موضوع تعريف يكسان است ( در حالى كه معرّف بايد اعرف و اجلى از معَرّف باشد ) . علت اين امر هم آن است كه هيچيك از مقولات ( اجناس عاليه ) شناختهتر و روشنتر از ديگرى نيست ( تا از طريق همانندى يا مغايرت با يكديگر شناخته شوند ) و اگر چنين امرى امكانپذير بود در مورد ساير مقولات نيز بهكار مىرفت . بلكه اينگونه تعريف در مورد مقولات نسبى اولويت داشت ، زيرا امور نسبى جز با تعريف و شناخت معروضهاشان كه خود از مقولهء كيفيات هستند شناخته نمىشوند . از اينرو در تعريف از ذكر مغايرت آن با كم و اعراض نسبى عدول كرده به دنبال خاصهاى رفتهاند كه اجلى از اين باشد . « 2 »
هامش
( 1 ) . تعريف جامع و مانع منطقى تعريف به حدّ است كه مركب باشد از جنس قريب و فصل قريب ( حدّ تام ) و ياجنس بعيد و فصل قريب ( حدّ ناقص ) و در صورتى كه ميسّر نباشد به جنس قريب و خاصّه ( رسم تام ) يا جنس بعيد و خاصّه ( رسم ناقص ) اكتفا مىشود . ليكن در مورد مقولات كه اجناس عاليهاند و جنس و فصل قريب و حتى بعيد براى آنها قابل تصور نيست طبعاً هرگونه تعريفى از آنها تعريف به حدّ نخواهد بود و چون اساساً جنسى بالاتر از مقولات نيست تعريف آنها تنها بهصورت رسم ناقص است كه از طريق خاصّه يا عرض خاصّ به شناخت موضوع دست توان يافت و البته اينگونه تعريف در نهايت نقصان خواهد بود
( 2 ) . اين مطلب از جلد چهارم اسفار صدرالمتألّهين ذيل « الفن الثانى فى مقولة الكيف » نقل شده است كه ملاصدرا به دنبال آن تعاريف ديگرى را در مورد كيف از قول حكماى پيشين آورده و پس از نقد و تحليل هر يك ، موارد ضعف آنها را نشان داده است . مؤلّف رحمه الله در اينجا تنها مقدمهء قول وى را نقل كردهاند .
لازم به تذكر است كه از نظر صدرالمتألّهين و پيروان مكتب او بالاخص استاد مؤلّف رحمه الله اعراض از شئون جواهرند و بحث از امور عرضى به نحوى كه در حكمت قديم متداول بوده است ، نهتنها درتعريف ، بلكه در ساير مباحث ناقص و در برخى موارد نادرست است . ر . ك : اسفار ، ج 4 ، ص 60