تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
در تعريف كم متّصل گفته‌اند آن است كه قابليّت انقسام تا بىنهايت را داشته باشد ؛ كه البته كم منفصل بر خلاف آن است . كم منفصل ، يعنى عدد ، خود از تكرار واحد به وجود مىآيد بنابراين بالفعل داراى اجزاء است و بين آنها حد مشتركى وجود ندارد ، زيرا مثلًا ، عدد پنج اگر به دو قسمت دو و سه تقسيم شود ، هرگاه بين آن دو حد مشتركى از خود پنج فرض شود ، عدد چهار خواهد شد و اگر از خارج حد مشتركى در آن وارد شود عدد شش خواهد شد . كم متصلّ خود دوگونه است ، قارّ و غير قارّ . كم متّصل قارّ آن است كه اجزاء آن ثابت و بالفعل مجتمع باشد ، مانند سطح ، و غير قارّ آن است كه اجزاء مفروض آن بالفعل مجتمع نباشد ، مانند زمان ، كه هر جزء بالفعل آن قوّهء جزء بعدى است و اجتماع آنها بالفعل امكان‌پذير نيست ، زيرا فعليت و قوهء يك شىء با هم جمع نمىشود . كم متصلّ قارّ ، سه‌گونه است : جسم تعليمى كه در جهات سه‌گانهء طول و عرض و عمق قابل تقسيم است ، و سطح كه در دو جهت طول و عرض قابل تقسيم است ، و خط كه تنها در يك جهت قابليّت انقسام دارد . كم‌منفصل ، يعنى عدد ، در خارج وجود دارد و از ضروريات عقلى است ، اما وجود كم‌متّصل غير قارّ ، يعنى زمان ، را پس از اين در مباحث قوه و فعل به اثبات خواهيم رساند . از كم متّصل قار ، جسم تعليمى و سطح وجود خارجى دارد ، زيرا در خارج اجسام طبيعى متعيّن و جدا از يكديگر وجود دارد كه لازمهء تعيّن آنها جسم تعليمى است و لازمهء تناهى جسم تعليمى سطح است . اما خطّ در خارج در صورتى وجود دارد كه اجسامى داراى سطوح متقاطع وجود داشته باشد ، مانند مكعّب و مخروط و هرم و امثال آن . « 1 »
هامش
( 1 ) . علت اين‌كه وجود خطّ و انواع آن را مشروط به وجود اجسام تعليمى منظّم دانسته آن است كه اجسام طبيعى هيچ‌گاه به صورت مكعب و كره و مخروط كامل در خارج يافت نمىشود و وجود خط نيز موقوف به وجود چنين اجسامى است