تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤

بحث پايانى اين فصل

چون صورت نوعيّه مقوّم مادّهء ثانيه خود ، يعنى جسم است و جسم ، خود مؤلّف از ماده و صورت جسميّه است ، و ثابت گرديد كه صورت جسميّه براى مادّهء اوليّه شريك علت است ، پس صورت نوعيّه نيز علت فاعلى جسم است و بر آن تقدّم وجودى دارد . از اين اصل دو مسئلهء ديگر متفرّع مىگردد ، يكى اين‌كه : وجود از آن صورت نوعيّه است و صورت جسميّه به‌صورت نوعيّه ، و هيولاى اولى به وجود فعلى صورت جسميّه ، موجود مىشوند . دوم اين‌كه : صور نوعيّه ، جسميّت را در اثناى تبدّل صورت با خود نگاه نمىدارد بلكه با هر صورت نوعيّه ، جسميّت به وجود مىآيد و هنگامى كه به‌صورت ديگرى مخالف با صورت نوعيّهء اول ، تبدل يافت ، جسميّت اول از بين مىرود و جسميّت ديگرى به تبع حدوث صورت نوعيّهء جديد ، حادث مىشود .

فصل هشتم : مقولات عرضى ، « كمّ »

پيش از اين گفته شد كه عَرض عبارت است از ماهيتى كه وجودش در خارج نيازمند موضوع باشد ( موضوعى كه از وجود عرض بىنياز است ) و عرضيت ، خود نسبت به نه مقولهء عرضى كه اجناس عاليه‌اند و بالاتر از آنها جنسى نيست ، به منزلهء عرض عام است ؛ از اين جهت هرگونه تعريفى كه براى هر يك از مقولات آورده‌اند