احكام ديگرى نيز در مورد كمّ گفتهاند كه از آن جمله است :
1 . كم منفصل - عدد - در ماديّات و مجرّدات هر دو وجود دارد ، اما كم متصل غير قار يعنى زمان تنها به ماديّات اختصاص دارد . كم متصل قار - جسم تعليمى و سطح و خط - نيز از عوارض ماده است مگر آنكه عالم مثال ، يعنى عالم مقدارى مجرد از ماده كه همهء خواص ماده را با خود دارد ، جز خود ماده را [ و عدهاى از حكماى الهى از جمله شخص مؤلّف ، آن را اثبات كردهاند ] ثابت باشد .
2 . در عدد ، تضادّ وجود ندارد ، زيرا از شروط تضاد ، وجود حداكثر خلاف بين دو طرف آن است ، در حالى كه ميان دو عدد ، نهايت خلاف وجود ندارد ، زيرا هر دو مرتبهاى كه از عدد فرض كنيم با افزودن يك بر آن از آنچه هست بيشتر مىشود و غايتى در كار نيست .
اما ، اين احتجاج كه چون هر مرتبه از عدد متقوّم بر عدد پيشين است و ضدين ممكن نيست بر يكديگر تقوّم داشته باشند پس در عدد تضاد وجود ندارد ، چندان معتبر نتواند بود ، زيرا اگر مراتب عدد بر اعداد پيشين خود قائم باشند ، مراتب مادون هر عدد در قوام بخشيدن آن مساوىاند . چنانكه عدد ده را مثلًا مىتوان مركّب از نُه و يك ، يا هشت و دو و يا هفت و سه يا شش و چهار يا پنج و پنج فرض كرد و تخصيص يكى از اين موارد بهعنوان جزء قوامدهندهء آن ، ترجيح بلامرجّح و باطل است ، اما اينكه در اصطلاح رياضى گفته مىشود ده ، مجموع هشت و دو است ، معناى آن اين است كه مرتبهء آن مساوى با آن دو مرتبهء عدد است نه آنكه آن مرتبه كه يك نوع از عدد است عين آن دو مرتبه باشد كه دو نوع خاصّ از عدداند .
مسئلهء عدم وجود تضاد در كم متصل نيز بر همين منوال است . يعنى جسم تعليمى با سطح و خط و نيز سطح با خط تضاد نخواهد داشت ، زيرا يك موضوع واحدى كه دو صفت بر وى بهطور متعاقب عارض گردد و همچنين غايت
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٨