تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
تعريف به خاصّه بوده نه حدّ حقيقى كه مركب از جنس و فصل است . فارابى و ابن‌سينا « كم » را چنين تعريف كرده‌اند : كم ، عرضى است كه ذاتاً جزئى از آن بتواند آن را « عادّ » باشد . « 1 » و اين بهترين تعريفى است كه براى كم آورده‌اند . اما تعريف كم به « عرضى كه قبول انقسام كند » اين اشكال را دارد كه تعريف به اخصّ است ، زيرا قبول قسمت به كم متّصل اختصاص دارد و ليكن كم منفصل خود بالفعل داراى اجزاء است . تعريف آن به « عرضى كه قبول مساوات كند » نيز تعريف دَورى است ، زيرا مساوات ، چيزى جز يكى بودن كم نيست . در هر حال ، آنچه تعريف‌هاى سه‌گانهء فوق‌الذكر در بر دارد سه خاصّهء اصلى كم است كه عبارتند از : عادّ داشتن ( قابل شمارش بالذات بودن به وسيلهء يك جزء از خود ) ، ديگرى ، قبول انقسام و سه ديگر مساوات .

فصل نهم : اقسام كمّ

كم در تقسيم اوليّه بر دو قسم است ، متّصل و منفصل ، كم متّصل آن است كه بتوان در آن اجزايى فرض كرد كه داراى حدود مشترك باشند . حد مشترك يعنى جزئى كه هم بتواند ابتداى يك جزء محسوب شود و هم انتهاى آن جزء ديگر ، چنان‌كه خطّ را اگر به سه قسمت فرض كنيم قسمت وسط را مىتوان ابتداى هر دو قسمت طرفين يا انتهاى آن دو به حساب آورد و خط را داراى دو قسمت دانست . « 2 »
هامش
( 1 ) . در كم منفصل يعنى عدد ، براى همهء اعداد عادّ است و دو براى چهار و سه براى نُه الخ . كم متّصل ذاتاً داراى اجزاء است و هر جزئى از آن مىتواند براى آن عادّ باشد چنان‌كه در سطح ، يك سانتىمتر و يا دسىمتر يا متر مربع يا كوچك‌تر و يا بزرگ‌تر از آن ، آن را عادّ مىكند ، چنان‌كه اگر عادّ را يكى پس از ديگرى از كمّ متصل يا منفصل بكاهيم ، چيزى باقى نمىماند ( 2 ) . بر روى خط ، هر نقطهء مفروضى حد مشترك است و بر روى سطح هر خط مفروضى و بر روى جسم تعليمى هر سطح مفروضى جزء مشترك تواند بود ؛ يعنى مىتواند جزئى از هر يك از قسمت‌هاى طرفين ( در خط و سطح ) و اطراف خود در اجسام چند سطحى باشد
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 215 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين