مىگيرد و طبيعت نوعيّه است كه اقتضاى اعراض گوناگون از كم و كيف و وضع و غيره را دارد و اسباب خارجى اتفاقى است كه اينگونه اعراض مورد اقتضاى طبيعت نوعيّه را به فرد تخصيص مىدهد و با تغيير و دگرگونى اسباب و شرايط خارجى ، فرد از حالتى عرضى به حالت ديگرى از همان نوع يا از جنس آن منتقل مىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) . در اين مبحث فلسفى مسائلى بسيار مهم مطرح است كه در مكاتب فلسفى مغرب زمين در دو قرن اخير بيش از هر چيز توجه فلاسفه را به خود معطوف داشته است .
اصولًا در آثار فلسفى هنگامى كه موضوع ماده و جسم مورد تحقيق و بحث قرار مىگيرد مباحث فلسفى با مباحث علمى در هم مىآميزد و نه تنها خوانندگان اينگونه آثار بلكه فلاسفه نيز غالباً در ورطهء اين نوع خلط مبحثها فرو مىروند و اين در هم آميختگى هم در آثار فلاسفهء اسلامى مشهود است و هم در آثار فلاسفهء غيراسلامى .
وقتى سؤال شود كه : جسم چيست ؟ ماده چيست ؟ استدلالات فلسفى و توجيهات برهانى در برابر پاسخهايى كه علوم فيزيك و شيمى به اين سؤالات مىدهد ، رنگ مىبازد ، بهويژه آنكه پيشرفتهاى شگرف اين دانشها در سالهاى اخير ، امر را بر بسيارى از اهل دانش مشتبه ساخته است كه آيا با كشفيّات علمى و تحقيقات خدشهناپذير دانشمندان در شناخت اجسام و موجودات مادى ، ديگر مسألهاى باقى مانده است كه خارج از حيطهء علم فيزيك و شيمى يا ديگر علوم باشد و فلاسفه باز هم مانند گذشته بتوانند با روشهاى خاصّ خود بدان پاسخ دهند ؟
بر اهل اطلاع پوشيده نيست كه فلسفه همواره مسائل خود را داشته و دارد و علم نيز مسائل خود را ، هر چند كه شناخت و معرفت انسان سرانجام به يك واحد تجزيهناپذير منتهى گردد .
از اهمّ مسائلى كه در اين مبحث در متن كتاب مطرح گرديده و مؤلّف رحمه الله در چهارچوب مكتب فلسفى خويش - كه فلسفهء زندهء اسلامى است - بدان پاسخ داده ، آن است كه نوعيّت انواع مختلف موجودات مادى به چه چيز يا چيزهايى بستگى دارد . مثلًا آهن يا آب و يا اكسيژن كه هر يك داراى ماهيت خاص و آثار ويژهاى است ، اختلاف موجود بين آنها به چه اصلى باز مىگردد ، يا آنكه آثار خاص هر يك ناشى از كداميك از جنبههاى موجودى آن است .
آنچه در به دو امر به نظر هر كس مىرسد آن است كه اعراض ، بهويژه كم و وضع - با توجه به شيمى و فيزيك و تركيب اجسام از اتمها - در تشكيل و تكوين نوعيّت خاص اجسام دخالت تام دارد . بدين معنى كه هر جسم از تعدادى ذره تشكيل يافته كه نسبت كمّى خاصى بين ذرّات در ذات آن جسم برقرار است . مثلًا آب از دو اتم هيدروژن و يك اتم اكسيژن تركيب يافته و در اجسام آلى علاوه بر كربن و اكسيژن و هيدروژن كه به نسبت كمّى خاصى در هر مولكول وجود دارد ، وضع يا چگونگى قرار گرفتن آنها نسبت به يكديگر نيز در نوعيّت خاصّ جسم مدخليّت دارد كه تفصيل آن در كتب شيمى مسطور است .
در اجسام و عناصر ساده نيز عين همين وضعيّت برقرار است ، منتها نسبت كمّى و وضعى در ميان ذرات زير اتمى