تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١

فصل چهارم : ماهيت جسم

در وجود جسم به‌عنوان جوهرى كه در آن سه خط متقاطع عمود بر هم قابل فرض باشد ، به هيچ‌وجه ترديد روا نيست ؛ خطوط سه‌گانه در بعضى اجسام بالفعل موجود است و در برخى ديگر مانند كره و استوانه بالقوه است . حواسّ انسان كه سرچشمهء همهء دانش‌هاى اوست گرچه از درك جوهر عاجز است و تنها احوال و اوصاف عرضى اجسام را ادراك مىكند ، ليكن ، تجارب گوناگون او را بدين حقيقت رهبرى كرده است كه ، ميان سطوح و حدود جسم را جوهرى با ابعاد سه‌گانه پُر ساخته است . آنچه را حسّ ، از اين جوهر ممتد در جهات سه‌گانه در مىيابد آن است كه اين جوهر ، واحد به هم پيوسته‌اى است كه بالفعل قابل تقسيم است و در حسّ انسان ، مجموعه‌اى از اجزاء جدا از يكديگر نيست . اين ، چيزى است كه حواس انسان از جوهر درمىيابد ، اما اين‌كه حقيقت جوهر جسم چيست ؟ مطلبى است كه حكما در آن با يكديگر اختلاف دارند . اقوال معروف در اين باره به شرح زير است : 1 . جسم از اجزاء لايتجزّى و غير قابل تقسيم تشكيل يافته ، كه تقسيم هر جزء نه به‌صورت عملى در خارج امكان‌پذير است و نه در وهم و نه در عقل و در عين حال ،
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 191 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين