امكانپذير نباشد ، و هم به تقسيم آن مىپردازد و هرگاه وهم نيز به سبب خردى اجزاء ديگر قادر به تقسيم نباشد عقل ، بهصورت كلّى ، نسبت به تقسيم آن ، چنين حكم مىكند كه هر بار كه جزئى تقسيم گردد ، جزء جديد حتماً داراى حجمى است و كرانهاى دارد و بالنتيجه باز قابل تقسيم خواهد بود تا بىنهايت و هيچگاه بر اثر تقسيمات متوالى ، جسم معدوم نمىشود . ( اين قول ارسطو و حكماى بزرگ اسلام است ) . « 1 »
آنچه گفته شد اقوالى است كه دربارهء ماهيت جوهر موسوم به جسم به ما رسيده است و در هر يك از آنها يك يا چند وجه خطا وجود دارد كه ذيلًا بدان اشاره مىشود .
قول متكلّمين مبنى بر اينكه ، جسم مركب است از اجزاء لايتجزى و ابزارهاى بُرنده در هنگام قطع جسم از فواصل موجود بين اجزاء مىگذرد و اجزاء داراى تعداد متناهى است ، اين اشكال را دارد كه هرگاه يك جزء داراى حجم باشد ، حتماً داراى بيش از يك جانب خواهد بود و ضرورتاً قابل تقسيم عقلى است هر چند كه تقسيم عملى يا وهمى آن به سبب خُردى مفرط ، امكانپذير نباشد . و اگر داراى حجم نباشد ، ممكن نيست كه از اجتماع آنها جسم داراى حجم تحقّق يابد .
همچنين ، فرض مىكنيم كه يك جزء لايتجزى در بين دو جزء ديگر قرار گرفته باشد ، حال اگر جزء وسط ، مانع از تماس دو جزء طرفين گردد ، قابل قسمت خواهد بود زيرا هر يك از طرفين با جانبى از آن برخورد دارد كه غير از جانب طرف ديگر است ؛ و اگر مانع از تماس آن دو نشد ، وجود و عدم جزء وسط مساوى خواهد بود و اين حكم در مورد هر جزء ديگر نيز صادق خواهد بود ، و در نتيجه وجود و عدم آنها يكسان خواهد شد كه چنين چيزى به ضرورت عقلى باطل است .
هامش
( 1 ) . ارسطو يا ارسطوطاليس ، فيلسوف نامدار يونانى ( 322 - 388 ق . م ) كه در همهء فنون حكمت آثارى از وى باقى است ( جز رياضى ) . وى در فرهنگ اسلامى به معلم اول معروف است و تأثير آثار و انديشههاى او در فنون مختلف معارف اسلامى از هر متفكّرى بيشتر بوده است ، مكتب فلسفى او به فلسفه مشاء شهرت يافته است