از آنچه گذشت روشن شد كه ضرورت وجود براى ذات واجب ضرورت ازلى است نه وصفى و نه ذاتى ، زيرا چنانكه قبلًا اشاره شد ، ضرورت اقسامى دارد ، يكى ضرورت ازلى كه عبارت است از ضرورت ثبوت محمول صرفاً به جهت ذات موضوع ، بدون هيچگونه قيد و شرط ديگر ، چنانكه گوييم : واجب بالذات ضرورتاً موجود است .
ديگرى ضرورت ذاتى است كه عبارت است از ثبوت محمول براى ذات موضوع همراه با وجود ، اعم از اينكه ذات موضوع علت وجودى محمول باشد ، چنانكه گوييم : هر مثلث سه زاويهاش مساوى با دو قائمه است ( بالضرورة ) ، كه ماهيت مثلث خود علت تساوى زواياى سهگانهء آن با دو قائمه است مادام كه مثلث وجود داشته باشد ؛ يا ذات موضوع علت ثبوت محمول نباشد چنانكه گوييم : هر انسانى ضرورتاً انسان است يا حيوان است يا ناطق است ، زيرا ثبوت شىء براى نفس خود به معنى
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢٥