از آنچه گذشت ، روشن شد كه « امكان » نيز مانند وجود ، داراى معنى و مفهوم مشترك و واحد است .
اقسام ضرورت
ضرورت را به چهار قسم منحصر دانستهاند :
1 . ضرورت ازلى ، 2 . ضرورت ذاتى ، 3 . ضرورت وصفى ، 4 . ضرورت وقتى . « 1 »
1 . ضرورت ازلى ، آن است كه محمول ، ذاتاً ضرورى موضوع باشد بدون هيچگونه قيد و شرط ، و در آن حتى وجود موضوع نيز شرط نيست . اين ضرورت تنها در صورتى تحقق مىيابد كه موضوع ، وجود محض قائم به خود باشد و آن را نه شائبهء عدم و نه ماهيتى محدود سازد كه مصداق آن وجود واجب تعالى است و صفات وى كه همه عين ذات اوست .
2 . ضرورت ذاتى ، آن است كه محمول ذاتاً ضرورى موضوع باشد ليكن مشروط به وجود و دوام موضوع ؛ چنانكه گوييم هر انسانى حيوان است . چه ، حيوانيت صفت
هامش
( 1 ) . پس از آنكه موادّ سهگانه و جهات قضايا بيان گرديد مؤلّف رحمه الله طبق يك سنّت متّبع در تنظيم و تنسيق مطالب به پيروى از حكماى سلف ، به بيان اقسام ضرورت و به دنبال آن استعمالات گوناگون امكان پرداخته است .
چنانكه توضيح آن گذشت ، نسبت هر محمول به موضوع خود يا ضرورى است ( اعم از ضرورى منفى يعنى ممتنع ، و ضرورى مثبت يعنى واجب ) و يا ممكن . حال بايد ديد ضرورت به چه معانى و در چه موارد و به چند قسم تحقق خارجى دارد .
در آثار بعضى از حكما ، دوگونه ضرورت ديگر نيز ذكر كردهاند ، يكى ضرورت به شرط محمول است ، و ضرورت وقتى را نيز به وقتى معين و غيرمعين تقسيم كردهاند ، اما ضرورت به شرط محمول در ضمن معانى امكان ، پس از اين خواهد آمد