تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
تحقق لازم و الحاق آن است ؛ در صورتى كه ، در مورد ماهيت هيچ‌گونه اقتضايى نفياً و اثباتاً معنى ندارد . « 1 » بنابراين ، لازم بودن « امكان » بدين معنى نيست كه تحقّق سلب دو ضرورت در مرتبهء ذات ماهيت ، حكم مىكند كه امكان ، ذاتى ماهيت باشد ، زيرا نادرستى آن ظاهر است . « 2 » اما حقيقت اين است كه يك محمول وقتى داخل در ذات موضوع است كه حمل بين آنها حمل اولى باشد ، كه ملاك آن اتحاد مفهومى است ، نه حمل شائع كه ملاك آن اتحاد وجودى است . در صورتى كه امكان و ديگر لوازم ماهيت به حمل شائع بر آن
هامش
( 1 ) . لازم و ملزوم چنان‌كه مؤلّف رحمه الله متذكر شده است ، اصطلاحى است در مبحث علت و معلول كه در آن ، ملزوم علت وجودى و مقتضى لازم است و يا تحقّق ملزوم ، تحقق لازم امرى اجتناب‌ناپذير است . اما بحث از لوازم در مورد ماهيت شىء مبحث ديگرى است كه مربوط مىشود به محمولات ذاتى و عرضى شىء ، كه آنچه مأخوذ در حدّ ماهيت است « ذاتى » و آنچه خارج از حدّ آن است « عرضى » مىنامند . لوزام ، به‌طور كلّى ، صفات و احوالى است كه جدايى آن از موضوع ممكن نباشد ؛ چنان‌كه زوجيّت از چهار و جسميّت از حيوان و حيوانيّت از انسان ؛ و آن سه قسم است : 1 . لازم وجود خارجى ، 2 . لازم وجود ذهنى ، 3 . لازم ماهيت . از لوازم ، آنچه مأخوذ در حدّ ماهيت باشد ، ذاتيات و آنچه خارج از حدّ باشد عرضيّات ناميده مىشود و اين مقوله مربوط است به علم منطق . ليكن غالباً لوازم را بر محمولات غيرذاتى ، يعنى آنچه مأخوذ در حدّ ماهيت نباشد نيز اطلاق مىكنند ( 2 ) . در اين‌جا سخن در اين است كه آيا « امكان » از لوازم ذاتى ماهيت است يا نه ؟ اگر ذاتى ماهيت باشد بايد تصور ماهيت در ذهن بدون تصور « امكان » علمى نباشد ، حال آن‌كه چنين نيست ، زيرا ذاتى چهار ويژگى دارد كه ثبوت آنها در « امكان » مسلّم نيست . آن چهار ويژگى عبارت است از : 1 . براى موضوع خود ضروى الثبوت باشد ، 2 . از سبب بىنياز باشد ، 3 . بر موضوع خود مقدم باشد ( در ذهن ) ، 4 . حمل بين آن و موضوع خود ، حمل اولى باشد . مؤلّف رحمه الله ، در سطور بعد ، دليل ذاتى نبودن « امكان » را نسبت به ماهيت ، همين ويژگى اخير ، يعنى قابل حمل نبودن امكان بر ماهيت به طريق حمل اولى ذكر كرده است و گويد : حمل بين ذاتى و ذى الذاتى حمل اولى است ؛ چنان‌كه حيوانيت و جسميّت ذاتى انسان است و مىتوان گفت انسان حيوان است و انسان جسم است به حمل اولى كه ملاك آن اتّحاد مفهومى است ، اما نمىتوان گفت ماهيت ممكن است ، به حمل اولى ؛ يعنى مفهوم ماهيت با ممكن ، يكى فرض شود