تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
برترين درودها بر صاحب دعوت نجديّه و امير درعّيه ، شيخ سعودبن عبدالعزيز عزيز و گرانمايه ! شما ما را به يكتايى خداوند منّان ، پيروى سنّت رسول عالميان ، تلاش در اطاعت يزدان و ترك محرّمات خداى جهان فرمان داده بوديد . اين فرمان شما كه مربوط به اطاعت خدا و پيامبر بود به هر تقدير مطاع مىباشد . فرمان داده بوديد كه گنبدها و بارگاههاى موجود بر فراز قبور مطهّره را تخريب كنيم ، آن را نيز به تبعيّت از حديث مشهور انجام داديم . هر فرمانى از طرف شما صادر شود ، عليرغم خواستهء اين و آن ، در حقّ ما نافذ است . از شما نيز انتظار داريم كه به سخن چينى احدى در حقّ ما گوش فرا ندهيد و هيچ سخن و گزارشى را از هيچكس بدون دليل روشن در حقّ ما نپذيريد ؛ زيرا هر كسى براى تو سخن چينى كند از تو نيز سخن چينى خواهد كرد . اين عرض حال ماست كه به سوى شما فرستاديم ، بر آن كاملًا اعتماد كنيد و هر گونه ارشاد و راهنمايى داشته باشيد با كمال ميل پذيرا هستيم . ولى اين بداى بن مضيان از روى عداوت سرچشمه و بستر رودها را تصرّف نموده و اين كار را به شما مستند كرده و آن را جزء مأموريّت خود قلمداد نموده است . در حالى كه شما هرگز به چنين كارى رضايت نمىدهيد . او اينك كاملًا بر ما مسلّط شده ، مىخواهد هر چه از مال و منال در نواحى هست مصادره نمايد . بر شما پوشيده نيست كه ما ديگر نه سرمايه‌اى داريم و نه جاى ديگرى كه به آنجا مهاجرت كنيم . ما