نشان ندادند .
در مدّت سه سال نه تنها از سپاه و نيروهاى امدادى خبرى نشد ، بلكه حتّى يك پيام محبّت آميز و نويد بخش و يا ابراز همدردى و اظهار تأسّف مصلحتى نيز مخابره نگرديد .
شريف غالب ناگزير تصميم گرفت كه نمايندگانى را به استانبول بفرستد و اوضاع رقّت بار مدينهء منوّره را به دربار عثمانى برساند .
وى اوضاع اسف انگيز مدينه را در حدّ توان در نامهاى ترسيم كرد و آن را توسّط : « ابوالسّعود شيروانى » مفتى سابق مدينه ، « حسين سيّد زين برزنجى » و « احمد الياس » از اعيان و اشراف مدينه ، مخفيانه به سوى استانبول فرستاد .
شريف غالب در اين نامه و در نامههايى كه پيشتر فرستاد ، افكار خطرناك گروه تجاوزگر وهّابيّت را به نحو مشروح مرقوم و معروض داشت .
نمايندگان ياد شده نيز به هنگام وصول به دارالخلافه اعلام داشتند :
« اگر امسال نيز در ارسال كمك به اهالى مدينهء منوّره تأخير و مساحه روا داريد ، بىگمان ديگر راه حجّ و زيارت حرمين شريفين مسدود خواهد شد . »
نمايندگان ، اين استمداد و دادخواهى را به يكايك وزرا و وكلا ابلاغ نمودند . گفتهاند :
« پادشاه را آگاهى بر احوال مردم لازم است . اگر اداره امور كشور بر عهدهء وكلا باشد ، واى بر احوال مردم . »
تنها پاسخى كه دريافت كردند ، اين بود :
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: مهدى پور
ص٨٩