« براى تحقيق در اوضاع جارى به هنگام لزوم مأمور و مفتّش ارسال خواهيم كرد و در صورت لزوم براى تجهيزات نيروهاى رزمى و نمايش قدرت و شوكت خود ، دستورات لازم را به والى شام و والى مصر صادر خواهيم نمود » !
با اين سخنان تو خالى كه چندين سال شريف غالب را مشغول كرده بودند ، نمايندگان را نيز مشغول ساختند و آنها با كمال يأس و نوميدى به سوى مدينه باز گشتند .
از شدّت اضطراب و تشويش خاطر ، همهء نمايندگان به شدّت رنجور شدند و به جز « احمد الياس » بقيّه در اثناى راه جان باختند .
احمد الياس مفتى زاده افندى كه با وضع دلخراشى از دست گرگ اجل نجات يافته بود ، به عنوان تنها فرد بازمانده از نمايندگان اهالى مدينه ، به مدينهء منوّره باز گشت و در اوّلين لحظهء ورود به هجرتسراى پيامبر ، ابراز نمود كه هرگز سپاه و نيرويى از پايتخت امپراتورى عثمانى گسيل نخواهد شد .
با شيوع اين خبر ، همه اهالى دچار يأس و نوميدى شدند و هالهاى از غم و اندوه سر تا سر مدينه را فرا گرفت .
اهالى مدينه انجمن كرده ، در اين رابطه به گفتگو پرداختند ، پس از مشورت و بررسى اوضاع ، نامهاى به شرح زير نوشته ، به سعودبن عبدالعزيز ارسال نمودند .
متن عرض حال اهالى مدينه
« الحمدللَّه السّتّار ، و الصّلاة و السّلام على نبيّنا المختار ، و على آله و أصحابه الأبرار ، نهدى أشرف السّلام و أسنى التّحيّات الكرام ، على صاحب الدّعوة النجديّة ، أمير الدّرعية ،