تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
مىشده ، و مثلا در تسميهء پنجره‌هاى سنگى كاخ داريوش ، در تخت جمشيد ، به كار رفته است 25 . از قناتهاى شگفتى كه اصطخرى بدانها اشاره كرده است هنوز آثارى به چشم مىخورد ، و من به ياد دارم كه هنگامى كه در ميان باغهاى پرشكوفه‌اى كه ياقوت از آنها نام برده است ، قدم مىزدم ، اين بازمانده‌ها را ديدم . شايد اگر تحقيقات و پژوهشهاى دقيق بشود ، اطلاعات بيشترى در مورد آتشكده‌اى كه گويند اسفنديار در آنجا ساخته است بدست آيد . از اين‌رو جا دارد كه نام اردستان را بر فهرست اماكنى كه تاكنون به عنوان نقاط شايستهء تحقيقات باستانشناسى ذكر كرده‌ايم ، بيفزاييم . بدبختانه توجه من در آن لحظه بيشتر در پى تهيهء وسيلهء حركت بود نه باستانشناسى ؛ از اين‌رو ناچار شدم به سوى تلگرافخانه كه در باغى مصفا و پر از شكوفه و درختهاى ميوه قرار داشت و تلگرافچيى ايرانى متصدى آن بود روان شوم . وى نتوانست براى من اسب تازه‌نفس گير بياورد ، ولى اسب خود را در اختيار من گذاشت و چند خر برايم تهيه ديد ، و به اين طريق توانستم نيمه‌شب راه بيفتم ؛ و ضمنا تلگرافى به خالدآباد مخابره كردم تا برايم اسبهاى تازه‌نفس نگه دارند . هنگامى كه به چاپارخانه بازگشتم ، قاصدى سوار بر اسبى قشنگ ، درحالىكه تفنگى بر دوش آويخته و دو جلد تپانچهء بزرگ به اين طرف و آن طرف زينش بسته بود ، وارد شد . من فكر كردم شايد بتوانم اسب او را كرايه كنم و بر شمار مركوبهاى معدود خويش براى سفرى كه در پيش دارم بيفزايم . اما پيغام او فورى بود ، و همين كه پيغام خود را گزارد ، با شتاب به دل دشت تاخت ، و ما را به جا گذاشت تا آفتاب دم غروب را نظاره كنيم و به استراحت بپردازيم . چهار ساعت خفتيم ، و پس از آن با اشارهء من كاروان خران و اسبم در ساعت يك و ربع بعد از نيمه‌شب به راه افتاد و آهسته‌آهسته از دشت گذشت و وارد بيابان و كوير شد . سرعت حركت ما بسيار آهسته بود ، اما من مدتها بود كه عادت كرده بودم كه روى زين چرت بزنم ، و تنها گه‌گاه بيدار مىشدم تا حركت ستارگان را كه در ايران بسيار درخشانند در دل آسمان بنگرم ، و نظرى به گردش عقربهء ساعت براى حساب ساعات طولانى سفر بكنم ، تا اينكه انوار ملايم و كمرنگ فلق كه طليعهء نخستين اشعهء خورشيد بامدادى بود ، سر برزد . كاروان كوچك ما در ميان شنهاى بيابان به زحمت پيش مىرفت ، سرانجام هنگامى كه در امريكا معمولا چاشتگاه محسوب مىشود ، به شهرك موغار « 1 » ، كه بر حاشيهء كوير واقع است رسيديم ؛ و در اين هنگام شش ساعت تمام بود كه راه مىپيموديم . اطراف اين محل سراسر پوشيده از كشتزار -
هامش
( 1 ) . ده ، از دهستان گرمسير شهرستان اردستان ، 28 كيلومترى شمال غربى اردستان . م