زرتشتيان وجود دارد ؛ ولى اكثريت جامعهء زرتشتى كوشش بليغ روا مىدارند كه اين رذايل را از ميان خود ريشهكن سازند ، و آن آرمانها و كمال مطلوبهاى عالى را كه كيش آنان مقرر داشته است اعتلا بخشند .
آداب تدفين زرتشتيان يزد عملا ادامهء همان رسم قديم اوستايى است ، و در اساس مانند آداب پارسيان هند است ، به استثناى بعضى اختلافات كوچك كه ناشى از مقتضيات محلى يا وضع كنونى در مقابل اوضاع گذشته است . از آنجا كه دربارهء آداب و مراسم تشييع و تدفين مرده در ميان زرتشتيان جديد ايران چيزى بتفصيل نوشته نشده است من در اينجا چند صفحهاى به اين موضوع اختصاص مىدهم و گاهى به مقايسهء آن با رسوم آشناتر پارسيان هند ، و آداب و مناسك قديم اوستايى مىپردازم 21 .
چون شخصى به حالت مرگ مىافتد معمولا موبدى را فرامىخوانند تا آداب و اعمال واپسين را بجاى آورد . موبد دعاى « توبهء گناهان » ( پتيت پشيمانى « 1 » ) را مىخواند ، و آداب تدهين مرگ را با ريختن قطرات گميز بر روى لبان مرده انجام مىدهد . وقتى كه شخص مرد ، موبد به آتشگاه مىرود و براى آرامش روان مرده سروش درون « 2 » بجاى مىآورد . در ايران اين آيين را روان برسم « 3 » مىگويند .
اندكى بعد از فوت ، جسد شخص مرده را كه اينك جز مسئولين امر كسى نبايد بدان دست زند ، در يك طرف اتاق مىگذارند و مىشويند . كار شستن مرده را مردهشو يا پاكشو انجام مىدهد ؛ وى يك دستيار هم دارد زيرا ، بنابر دستور اوستا ، هرگز نبايد كسى تنها نزد مرده باشد 22 . دو مردهشو در تمام مدتى كه كار مىكنند يك بند كستى به علامت پيوند و اتحاد كار در ميان خود نگاه مىدارند . شخصى كه بدن مرده را مىشويد دستكشى پشمين بر دست دارد . كه دستيارش درحالىكه او به بدن مرده دست مىكشد بر آن به وسيلهء ملاقهء دستهبلند برنجينى گميز ( شاش گاو ) 23 مىريزد . در شستن مرده هرگز آب به كار نمىرود . نيز قاعده بر آن است كه مردان جسد مرد و زنان جسد زن را مىشويند . بعد از شستن به جسد جامهاى پاك و سفيد اما كهنه مىپوشانند ، و بر كمرش كستى مىبندند ؛ ولى چون اوستا قدغن كرده است ، چيز نوى در بر او نمىكنند 24 . مردهشوها ، چون كارشان بپايان رسيد ، خود را بطور كامل مىشويند تا از آلودگى ناشى از دست زدن به مرده پاك گردند .
آنگاه براى اولين مرتبه مراسم سگديد « 4 » به عمل مىآيد . اين آيين قديمى ،
هامش
( 1 ) .patit pashimani( 2 ) .srosh - drun( 3 ) .ravan barsim( 4 ) .sag did