زندگى پس از مرگ سخن مىدارد . چون قرائت گاهان به نيمه مىرسد ، موبدان از خواندن باز مىايستند 36 ، و يك بار ديگر آيين « سگديد » به عمل مىآيد ، و دوباره جسد را از ميان اتاقى كه هست برمىدارند و بر روى گاهان آهنى مىگذارند و با يك كستى ضخيم به آن مىبندند ، و ملافهء سپيدى روى مرده مىكشند .
تشييع جنازه از نو آغاز مىشود ، و مشايعتكنندگان ، درحالىكه آياتى از اوستا به ياد مرده « 1 » قرائت مىگردد ، خانهء زاد و مرگ را ترك مىگويند 37 .
پس از اندك مسافت ، تشييعكنندگان درنگ كوتاهى مىكنند ، و زنان و كسانى كه نمىخواهند بيش از آن به دنبال جنازه روند ، فريضهء آخر خود را نسبت به مرده انجام مىدهند ، و آنگاه خويشان و دوستان نزديك دوباره تشييع را از سر مىگيرند .
چون در يزد دخمهء اصلى حدود چهارده كيلومتر و نيم از شهر دور است ، بسيارى از مشايعان سوار بر اسب يا خر مىشوند ، ولى موبد تمام راه را پياده مىپيمايد .
گاهى نيز اتفاق مىافتد ، خاصه در مورد آباديها و دهكدههايى كه از دخمه بسيار فاصله دارند ، كه جنازه را بر پشت گاو يا خرى مىگذارند و به دخمه مىبرند 38 .
و اين امرى است كه در ايران غرابتى ندارد زيرا كاروانهايى هستند كه جنازهء مردگان را به زيارتگاههاى دوردست اسلامى - از جمله عتبات - مىبرند .
چون جنازه به دخمه مىرسد ، براى سومين و آخرين بار رسم « سگديد » به عمل مىآيد ، آخرين تمهيدات انجام مىشود ، و جنازه را به دو مرد ديگر كه كارشان حمل آن به داخل دخمه است مىسپارند . اينان را نسا - سالار « 2 » مىگويند ، و اين اصطلاحى است كه در هند نيز به كار مىرود 39 . نسا - سالاران بايد مسن و كاملا نيكو خصال باشند . طبيعت شغلى كه دارند ايجاب مىكند كه جدا از ديگر مردمان زندگى كنند ، و حق ندارند با ديگر افراد جامعهء زرتشتى درآميزند ، يا به خانهاى كه در آن مراسم دينى برگزار مىشود داخل گردند ؛ و نيز تا آنجا كه مقدور است بايد آنها را از شخم زدن زمين بازداشت . گذشته از اين آنها مكلفند كه بعد از آنكه جسد را به داخل دخمه بردند خويشتن را كاملا شستشو دهند ، و اگر زمانى بخواهند از شغل خويش كنارهگيرى كنند بايد آداب برشنوم نه شبه را بجاى آورند .
نسا - سالاران همين كه مرده را تحويل گرفتند ، رشتهء پيوند را با نگهداشتن يك كستى در بين خود برقرار مىسازند ، و شروع به خواندن سروش باج ( باژ ) مىكنند . آنگاه يكى از آنها قطعهاى فلز يا كليدى آهنى برمىگيرد و از نزديك گوش چپ مرده سه « كش » ( خط ؛ شيار ) در اطراف آن رسم مىكند ، و با كشيدن هر
هامش
( 1 ) .iristanam( 2 ) .nasa - salars