سه يا چهار متر بلندى داشت . ديوار بلندى باغ آتشگاه را از پشت محصور مىساخت . تالارى قسمتى از حصار را فرا مىگرفت ، پلكان تند و شيبدارى اين تالار را به حياط ، كه در آن بوتههاى پرغنچهء گل سرخ ، گياهان و بوتههاى خوشبو ، يك درخت انار و يك درخت گز بود ، مىپيوست . دستور تيرانداز از درخت گز سه شاخهء كوچك ، كه هر يك تقريبا شصت سانتيمتر بلندى داشتند ، بريد و به من داد .
شاخهها باريك و ترد بودند و برگهاى اليافى فروافتاده داشتند ؛ حتى خشك شدهء آنها كه اينك نزد من است ، زيبا هستند 30 .
علاوه بر گياهان مقدس ، بويهاى خوش « 1 » ، نان نذرى « 2 » ، آب مقدس ، هوم ، و شير ، در اوستا هنگام گفتگو از مراسم يسن « 3 » ( پرستش ) اغلب از گاو « 4 » نيز سخن رفته است . زرتشتيان ايران ، مانند برادران پارسى خود در هند ، واژههاى اوستايى گئوجيويه « 5 » ( تحت اللفظى يعنى گاو زنده ) را به شير بز تعبير مىكنند ، و همچنين يك تخممرغ و كرهء آبشده را براى نمودن « گاو سودرسان « 6 » » در مراسم يسن به كار مىبرند . مؤمنان هر دو جامعهء زرتشتى هند و ايران در اين نكته متفقند كه فديهء واقعى زرتشتى فديهاى است بدون خونريزى : نياز كردن « انديشهء نيك » ، « گفتار نيك » ، و « كردار نيك » ، همراه با ستايش و نيايش با آداب و مناسك مناسب . خود زرتشت ، چنان كه از يشتها برمىآيد ، به روش اهورايى ، چنين پيشكش و نياز و قربانى مىآورد 31 ، هرچند در خود اوستا به قربانى كردن حيوانات هم اشاره شده است :
مثلا يك بار در يسنا و چند بار در يشتها ويشتاسب و ديگر پهلوانان قديم زرتشتى را مىبينيم كه هزاران حيوان پيشكش مىآورند كه ممكن است بعضى از آنها به عنوان قربانى كشته مىشدهاند 32 .
امكان دارد كه رسم قربانى كردن جانور هنوز در يزد در جشن مهرگان « 7 » باقى مانده باشد ، هرچند در اين باب عقايد مختلف است 33 . اين جشن در روز مهر « 8 » از ماه
هامش
( 1 ) .baodhi( 2 ) .draonah , myazda( 3 ) .Yasna( 4 ) .gao( 5 ) .gao jivya( 6 ) .gao hudhah( 7 ) . مهرگان ، معرب آن مهرجان ، يكى از مهمترين اعياد سال ايرانيان كه در اول مهر برپا مىشد . بعدها روز مهر ( شانزدهم ) از ماه مهر را به نام مهرگان جشن مىگرفتند . جشن مهرگان 6 روز طول مىكشيد : روز اول آن را مهرگان عامه ، و روز آخر را مهرگان خاصه مىگفتند . جشن مهرگان بسيار سرورانگيز و با نشاط بود . م
( 8 ) . در تقويم اوستايى يعنى تقويمى كه در ايران قبل از اسلام و لااقل در عهد ساسانيان در ايران معمول بود سال از 12 ماه 30 روزه و 5 روز اضافى ( موسوم به -