شير ، و عصارهء گياه هوم ( در اوستا هئوم « 1 » ) بود كه در روزگار قديم ، مانند امروز ، از آن نوشابهء مقدس مىساختند ، و موبدان ، به عنوان قسمتى از مراسم دينى ، از آن مىنوشيدند .
گياه هوم ، چنان كه مىدانيد ، با سوم « 2 » مذكور در وداهاى هنديان يكى است ، و بر كوهها مىرويد 26 ، و دو شاخه از آن را كه موبد به من داد از فراز كوهى در نزديكى يزد آورده بودند . علاوه بر هوم و اورورا هذاناپتا « 3 » گياه ديگرى 27 نيز در مراسم دينى به كار مىرود كه از زمانهاى بسيار بسيار قديم همچنان به كار مىرفته است . اين گياه برسم « 4 » ( در اوستا ، برسمن « 5 » ) است كه شاخهها يا تركههاى آن را به صورت دستهاى در نقطهء معينى به هم مىبندند و در مراسم دينى به كار مىبرند ، و تا حدى با برهيس « 6 » يا حصيرهاى بهم بافتهاى كه براى نشستن خدايان در مراسم دينى ودايى در روزگاران قديم به كار مىرفته است ، مطابقت دارد . در يزد از شاخههاى درخت گز براى درست كردن برسم استفاده مىكنند ، و با باريكهاى از پوست درخت توت آنها را ، درست بطريقى كه در روزگار زرتشت مرسوم بوده ، به هم مىبندند 28 . گاهى ، چنان كه در نزد پارسيان هند مرسوم است ، به جاى اين شاخهها ميلههاى برنجى به كار مىبرند ، اما در يزد اين جانشينسازى فقط در زمستان كه بدست آوردن شاخهها غير ممكن ، يا در مواقع خاصى كه حصول آنها متعذر است ، صورت مىگيرد . شايد استعمال اين شاخههاست كه حزقيال نبى آن را به عنوان بيحرمتى به خداوند طرد مىكند آنجا كه در رؤيا مىبيند : « . . . اينك نزد دروازهء هيكل خداوند در ميان رواق و مذبح به قدر بيست و پنج مرد بودند كه پشتهاى خود را به سوى هيكل خداوند و رويهاى خويش را به سوى مشرق داشتند و آفتاب را به طرف مشرق سجده مىنمودند . . . ، و همان شاخه را به بينى خود مىگذارند » 29 .
من در ميان باغ پشت آتشگاه ، درخت بزرگ گزى ديدم كه شاخههاى لازم براى مراسم برسم را از آن مىكندند . رنگش سبز روشن بود و حدود
هامش
( 1 ) .haoma( 2 ) .soma( 3 ) .urvara hadhanaepata( 4 ) . برسم ، در آيين زردشتى ، شاخههاى بريده از درخت است كه زردشتيان در مراسم دينى به كار مىبرند . شاخهها را با آداب و ادعيهء مخصوصى ، با كاردى موسوم به « برسمچين » مىبرند . مدتهاست كه به جاى برسمهاى نباتى برسمهاى فلزى ( از برنج يا نقره ) استعمال مىشود . برسم گرفتن رسمى است بسيار قديمى ، و ظاهرا برسم گرفتن پيش از غذا ، در عهد ساسانيان مرسوم بوده است . ( نقل از دايرة المعارف فارسى )
( 5 ) .baresman( 6 ) .barhis