تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
بيحرمتى مصون بماند . در يك طرف آخرين راهرو چشمم به توده‌اى از هيزم افتاد كه هر يك بين 40 تا 80 سانتيمتر طول و چند سانتيمتر قطر داشت ، و معلوم بود براى روشن نگه‌داشتن آتش مقدس است 20 . هيزمها ، مطابق دستورى كه در اوستا داده شده است كاملا خشك و « درست بازديدشده « 1 » » بودند 21 . از اتاق بيرونى وارد اتاق مستطيل‌شكل بزرگى شديم كه در مجاور مقدسترين نقطهء پرستشگاه ، يعنى محلى كه آتش در آنجا مىسوخت ، بود . ناگهان صداى دو پريستار سفيدپوش را شنيدم كه در برابر آتش مقدس مشغول ترنم سرود ستايشى بودند كه زمانى از دهان زرتشت بيرون آمده بود . اين سرود در بزرگداشت ورثرغنه « 2 » ، ايزد پيروزى بود كه در بهرام يشت آمده « 3 » است ، و هنگامى كه اين آيهء اوستايى « ورثرغنم اهورذاتم يزمئيد « 4 » » . ( بهرام اهورا آفريده را مىستاييم ) را كه از پشت ديوارهاى اتاقى كه آتش مقدس در آن جاى داشت برمىخاست ، شنيدم لرزشى در سراپاى خود احساس كردم . در آتشگاه باز بود و من در چند قدمى آتش ايستاده بودم تا گوش فرادارم ، ولى به شعله‌هاى آتش نگاه نمىكردم زيرا مىدانستم چنين كارى ممنوع است ، و امكان دارد
هامش
( 1 ) . عين فقرهء 2 از فرگرد 14 و فقره‌هاى 27 و 71 از فرگرد 18 ونديداد در زير به نظر مىرسد : ( 2 ) پس اهورامزدا گفت ده هزار ضرب با سيخ اسب‌رانى و ده هزار ضرب با آلت فرمان‌برى ( يعنى تازيانه ) به او زده شود ، و ده هزار بستهء هيزم خشك از چوب سخت درست بازديد شده براى نذر به آتش خدا با پرهيزگارى خوب براى كفارهء روح خودش بدهد . ( 27 ) ( دعاى آتش اين است ) : به تو - اى كسى كه بامداد براى آتش هيزم مى - آورى - گلهء گاو برسد . به تو جمعيت مردم ( از اولاد و خدام ) برسد ، ذهن تو كار بكند ( يعنى زيرك باشى ) ؛ روح تو كار كن بشود . تا آن اندازه از شبها كه زنده بمانى خوش - زندگى باش . آتش براى كسى كه با بركت پرهيزگارى هيزم خشك كه براى سوختن امتحان شده باشد ببرد چنين دعا كند . ( 71 ) يك هزار دسته هيزم پاك درست بازديد شده از چوب سخت با پرهيزگارى خوب براى آتش ( نذر ) بياورد . ( 2 ) . ورثرغنه نام بهرام در اوستاست ، و به پهلوى وهرام ( به معنى پيروزمند ) آمده است . م ( 3 ) . نام چهاردهمين يشت اوستا ، كه مخصوص به ايزد پيروزى يعنى بهرام ( در اوستا ورثرغنه ، و در پهلوى ورهران ) است . بهرام يشت يكى از يشتهاى نسبتا بلند و يكى از قصايد رزمى قديم است . پاره‌اى از قطعات آن از جنبهء شعرى فوق العاده لطيف است ، و با طرزى بديع و عالى سروده شده است . م ( 4 ) . اين عبارت در آغاز هر 22 « كردهء » بهرام يشت ذكر شده است . م