تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
تأليفى خيالبافانه ، و ريشه‌شناسيهاى آن را « تصورى و ساختهء فكر شاگردان آذركيوان مذكور ، كه نيمى برهمنى و نيمى زرتشتى و معتقد به تناسخ بوده است » مىدانست . بدون ترديد پژوهندگان با توجه به ارزش فقه اللغهى تعبيراتى كه در كتاب آمده با اين تخمين و ارزشيابى موافقت دارند . من در اينجا چند تعبيرى را كه يادداشت كرده‌ام ذكر مىكنم : 1 . آفريدهء اول 2 . نفس كل 3 . نفس ناطقه 4 . عقل فلك عطارد 5 . نور مجرد 6 . عقل فعال 7 . رب النوع انسان 8 . راستگو 9 . نور خدا ، يا ، نور يزدان رئيس مجمع از همين تأليف تاريخى عبارتى قرائت كرد دال بر اينكه مسلمانان به وجود چند زرتشت قائل شده‌اند - اين نظر را من در هند نيز از پارسيان شنيده بودم - و زرتشتى كه در روزگار ويشتاسب ظهور كرده نهمين ، و اولين آنها هوشنگ بوده است 14 ، اما به عقيدهء ميزبان من اين نظر از غلط خواندن شعرى در شاهنامه ناشى شده است . پس از پرسش و گفتگو دربارهء زرتشت به بحثهاى دينى و فلسفى پرداختيم . سخن به مسئلهء ثنويت « 1 » ( دوگانگى ) ، و رابطهء اهورامزدا و امشاسپندان و ايزدان با اهريمن و ديوان و دروغان كشيد . دريافتم كه بيشتر روشنفكران زرتشتى معتقدند كه اهورامزدا در خود دو نيروى متخاصم نيك و بد دارد ، كه به ترتيب يكى سپنتامئينيوه ( خرد مقدس ) و ديگر انگره مئينيوه ( يعنى خرد خبيث ) نام دارند ، و عقايدشان در اين باب ، احتمالا تحت تأثير نظريات زرتشتيان بمبئى ، رنگ يكتاپرستى دارد ، و مانند پارسيان هند شديدا مخالف اين ادعا هستند كه دين زرتشتى دوگانه‌پرستى
هامش
( 1 ) . منظور از ثنويت عنوان عقيدهء كسانى است كه معتقد بوده‌اند بر اينكه صانع عالم دوتاست - فاعل خير نور است ، و فاعل شر ظلمت ؛ هر دو نيز قديم و ابدى هستند . در ثنويت زرتشت بين دو طرف آن تعادل برقرار نيست - در يك طرف اهورامزدا است كه سپنتامئينيوه در كنار او است ، ولى در طرف ديگر جز انگره مئينيوه كسى نيست ؛ و از آنجا كه انگره مئينيوه در برابر سپنتامئينيوه است ، لاجرم در مقابل اهورامزدا چيزى نيست . م