تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
بيشتر دوست مىداشته‌ام كه اين رسم كهنسال را عينا مشاهده كنم . تعدد خوراكيها و تنوع آنها بيشتر به شيوهء اسراف‌آميز روزگار مادهاى قديم بود ، نه آغاز كار پارسيان ؛ به عبارت ديگر ، اگر تصويرى را كه گزنوفون يونانى در كتاب كوروپايديا ( تربيت كوروش ) خود عرضه داشته است بپذيريم ، در اين پذيرايى اسراف و زياده‌روى دوران ايشتوويگو بيشتر به چشم مىخورد تا قناعت و صرفه‌جويى زمان نوه‌اش كوروش . نخست آبگوشت خوشمزه‌اى آوردند ، و به دنبال آن خوراك بره و سبزى و غذاهايى كه ويژهء يزد است ؛ و سپس ، به عنوان دسر ، شيرينى و چاى و قدرى شراب ملايم - از آن شرابها كه در عهد حافظ در « خرابات مغان » صرف مىشده است . من مىدانستم كه صحبت كردن در سر سفره بر خلاف دستور اوستاست ، ولى ترجيح دادم كه حتى در خانهء يك زرتشتى اين دستور را رعايت نكنم ، زيرا مىخواستم از هر لحظهء اين فرصتى كه در اختيار داشتم براى كسب اطلاع بيشتر از احوال اين مردم جالب توجهى كه به ميانشان آمده بودم ، استفاده كنم . ما دربارهء زندگى داخلى زرتشتيان ، وسعت جامعهء آنها ، ارتباطشان با كرمان ، و روابطى كه با همكيشانشان در هند دارند گفتگو كرديم تا آنكه زمان رفتن من به هيأت مبلغان مسيحى انگليسى ، آنجا كه با خوشحالى در انتظار من بودند ، فرا رسيد . روز ديگر پگاه دوباره به خانهء ميزبان زرتشتيم رفتم . اعضاى انجمن يعنى بزرگان جامعهء زرتشتى ، كه تعدادشان هجده تن بود ، گرد آمده بودند . دستور دستوران كه اسمش نامدار بود در آن زمان در هند بود و حضور نداشت ، ولى كفيل او كه تيرانداز نام داشت و پدرزن وى بود دقيقه‌اى بعد به جاى او در انجمن حضور يافت . او مردى بلندقامت و زيباروى بود ، جامه‌اى از پارچهء سفيد يكدست بر تن داشت ، و ريش بلند و سفيدى به صورت مهربانش وقار و شكوهى كه شايستهء سالخوردگى است مىبخشد . عمامهء قهوه‌اىرنگى كه بر سر داشت به چشمان تيره - رنگ و هوشمندش ، كه نور جوانى در آنها مىدرخشيد ، جلوه‌اى مىداد كه با هيكل مردانه و قامت برافراشته و صداى صاف او هماهنگ بود . پذيرايى به شيوهء شرقيان شروع شد ، و مرا به ياد توصيفى انداخت كه در كتاب زرتشت‌نامه از موقعى كه زرتشت براى نخستين بار به پيشگاه گشتاسب شاه رسيد ، شده است . صندليها را در تالار بزرگى كه رو به حياط باغ داشت ، به شكل حرف وى
( V )
اما با بازوهاى گسترده‌تر چيده بودند كه درست شبيه ترتيب انجمن اهورامزدا بود ، به وصفى كه در بندهشن آمده است 2 . مرا از سر احترام به صندليى كه در رأس زاويهء حرف وى
( V )
گذاشته بودند ، راهنمايى كردند . ميزبان من در جانب راست و موبد در جانب چپ نشست . بقيهء اعضا به ترتيب ارشد بودن ، يا مقام نشستند . چون