تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
افزوده‌اند . ولى از آنجا كه آب كالايى گرانبهاست صرف كردن آن در اين راهها نوعى تبذير و زياده‌روى است ، حتى اگر طبيعت هر قطرهء كوچكى از اين مايع قيمتى را سخاوتمندانه جبران كند . درختان سايه‌دار چون تبريزى ، بيد ، سرو ، و چنار در كنار خيابانهاى باغ صف كشيده‌اند ، يا محوطه‌هاى سبزيكارى را مشخص مىسازند ، در حالى كه گياهان بوته‌اى بنابر وسعت باغ وضعى مختلف دارند 9 . راه عمده‌اى را كه از تنگ اللّه اكبر « 1 » به شيراز مىرود از دو سو باغها در برگرفته‌اند ، كه از آن جمله باغ « چهل تن « 2 » » و « هفت تن « 3 » » در جانب مشرق است كه در حقيقت تفرجگاه مردم و ميعادگاه درويشان مىباشد ، و در عكسى كه آرامگاه حافظ در زمينهء آن هويداست ، ديده مىشوند 10 . در جانب مغرب نيز محوطه‌هاى مشابهى هست كه يكى از جالبترين آنها « باغ تخت « 4 » » مىباشد كه من بخصوص به تماشاى آن رفتم . اين باغ در نقطهء مرتفعى كه مشرف به شهر است در شمال غربى شيراز قرار دارد ، و شاه پيروزمند قاجار آغا محمد خان آن را در محل باغ قديمترى ساخته است كه براى اين منظور بسيار مناسب بوده است . آن را صفه بر صفه ساخته‌اند ، و چشمه‌ها و جويبارها و نهرها آبهايشان را به صورت آبشارهاى كوچك بر روى تخته - سنگهاى مرمرينى كه در ميان حوضهاى سنگى قرار دارند ، مىريزند . كنار جويبارها را سنگ تراشيده كار گذاشته‌اند ، و در حاشيهء خيابانها و راهروهاى باغ درختان سرو و نارنج صف كشيده‌اند . هنگامى كه من به تماشاى باغ رفته بودم حوض بزرگ وسط باغ پر بود ، ولى آبشارها از ريزش بازمانده بودند ، و من فهميدم كه در خشكى تابستان همه چيز مىخشكد ، و جاى رطوبت و طراوت را گرد و خاك مىگيرد . ديوارهاى اطراف محوطه و پلكانهاى صفه‌ها سالم نمانده بودند ، و رو به ويرانى داشتند . عمارت كلاه فرنگى كه زمانى بر روى آخرين صفه به زيبايى سر برافراشته بود ، اينك ويران و متروك بود . با اينهمه هنوز از جلال و شكوه تباه گشتهء آن چندان باقى
هامش
( 1 ) . مدخل شهر شيراز از جانب شمال ، كه در ميان دو كوه قرار گرفته است . مسافرى كه از جادهء اصفهان به شيراز مىرود ، ناگهان و از وسط پيچ و خمهاى متعدد اين تنگ چشم‌انداز زيباى شيراز را در برابر خود مىبيند . م ( 2 ) . در شمال حافظيه ، و به مسافت اندكى از آن ، محوطهء مشجر و باصفائى وجود دارد كه چهل تن ناميده مىشود . وجه تسميه بدين مناسبت است كه چهل سنگ قبر ، همگى به يك اندازه ، در آن قرار دارد . م ( 3 ) . محوطهء محصور سرسبز و خرمى كه كمى بالاتر از چهل تن قرار دارد . داخل آن هفت سنگ قبر يك شكل ديده مىشود . م ( 4 ) . باغى در شمال شهر شيراز ، نزديك باباكوهى . ساختمان اوليهء آن به وسيلهء اتابك قراچه به سال 480 ه . ق انجام شده و تخت قراچه نام داشته است . م