تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
خوراك سگان و پرندگان شوند « 1 » . چون ممكن بود ميان اين پهنه‌ها و دين هخامنشيان رابطه‌اى وجود داشته باشد ، من بيش از آنچه مىبايست بدانها توجه كردم ، و دو بار به ديدن و بررسى آنجا رفتم . در ديدار نخست سه تا از اين جايگاهها ، و در دفعهء دوم دو تاى ديگر را پيدا كردم ، و ترديد ندارم كه تعداد ديگرى نيز بوده است كه من نديده‌ام . يكى از پهنه‌ها كه من توجه بيشترى بدان مبذول داشتم ، با دقت زيادترى ساخته شده بود . صخره را چنان تراشيده بودند كه به شكل سكويى در آمده بود ، و در جلو آن سطح صافى بود به ابعاد 8 پا در ده پا ( - 04 ، 3 43 ، 2 متر ) ، ولى به خوبى و صافى سكو تراشيده نشده بود . در كنار اين پهنهء سكومانند و در بالا و پايين آن سوراخهايى به چشم مىخورد . اين سوراخها مرا بدين فكر انداخت كه احتمالا آنها را براى بستن و محافظت جسد ايجاد كرده بوده‌اند تا ، چنان كه ونديداد بيان مىكند ، سگان و پرندگانى كه گوشت و پوست مرده را مىخورند استخوانهاى او را با خود نبرند « 2 » ، و آبها و درختان را آلوده نسازند 34 . بارى ، مشكل اساسى اين است كه اين سكوى مردگان - اگر نظر ما دربارهء آن چنين باشد ، و جاهاى ديگرى را كه چنين نشانى ندارند ، همين‌گونه توجيه كنيم - دقيقا كى و به وسيلهء چه كسانى ساخته شده است ؟ گمان نمىرود كه اجساد خود شاهان را ، قبل از آنكه در مقبره‌هايشان گذارند در اين نقاط گذاشته باشند تا طعمهء پرندگان و سگان شده باشد ، زيرا اگر از روى فراخى حفره‌هاى ميان مقبره‌ها كه براى در برگرفتن تابوتهاى بزرگ ساخته شده‌اند قضاوت كنيم ، و نيز توصيف ديودوروس را دربارهء مقبره‌هايى كه در عقب صفهء تخت جمشيد قرار دارند در نظر آوريم ، امكان چنين احتمالى بسيار ضعيف است . ديودوروس در توصيف آن مقبره‌ها مىگويد كه اجساد را به علت سنگينى با « وسايل مكانيكى » بالا مىكشيده‌اند 35 . همچنين احتمال نمىرود كه استخوانها را از همان ابتدا از گوشت برهنه كرده باشند ، زيرا در مورد كوروش ، هنگامى كه آريانوس و استرابون مقبرهء او را در پازارگاد وصف مىكنند ، صريحا از جسد
هامش
( 1 ) . در ونديداد ، فرگرد 6 ، فقرات 44 و 45 چنين مذكور است : ( 44 ) اى مقدس دادار گيتى جسمانى و اى اهورامزدا بدن مردهء انسان را كجا بريم و كجا بگذاريم ؟ ( 45 ) پس اهورامزدا گفت اى سپيتمان زردشت بر بلندترين جا كه آنجا يقينا سگهاى مردارخوار و پرنده‌هاى مردارخوار بيايند . ( 2 ) . در ونديداد ، فرگرد 6 ، فقرهء 46 چنين مذكور است : ( 46 ) آنجا مزداپرستان آن مرده را با دو پايش و موهايش به آهن يا سنگ يا سرب ببندند كه اگر نبندند سگان مردارخوار و مرغان مردارخوار استخوان را به آب يا درخت مىرسانند ( و آب و درخت نجس مىشوند ) .
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 352 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى