تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
آن مقبرهء خشايارشاست يا نه 21 . مقبرهء چهارم ، كه آخرين همه است ، به زمين نزديكتر است و از اين‌رو بيش از همه آسيب ديده است . آن نيز مثل سه مقبرهء ديگر خالى است . در طول قاعدهء صخره ، در زير مقابر ، هفت صحنهء حجارى هست كه از دوران سلسله‌اى بعدى است . اين صحنه‌ها نقوش برجستهء عهد ساسانى را در قرون سوم و چهارم مسيحى در بر دارند . اگر ما از همان ترتيبى كه براى نام بردن مقبره‌ها اتخاذ كرديم پيروى كنيم ، يعنى ترتيب نقوش را از مشرق به مغرب در نظر بگيريم ، اولين حجارى بين مقبرهء اول و دوم و در جنب سطح وسيع حجارى شده‌اى قرار دارد كه خالى است ، و جز سه سوراخ مستطيل شكل و يك كتيبهء بىاهميت به فارسى جديد متعلق به اوايل قرن هجدهم چيزى در آن نيست 22 . نقش ، دو نفر از خاندان سلطنتى ساسانى را نشان مىدهد كه يكى از آنها پيكرهء زنى است . از اين صحنه تعبيرهاى مختلف شده است : بعضى آن را نقش شاپور اول ( 241 - 272 ميلادى ) و ملكه‌اش دانسته‌اند ، و بعضى پيكرهء بهرام دوم ( 275 - 293 ) « 1 » و همسر اصليش ؛ عده‌اى نيز آن را صحنهء ازدواج بهرام پنجم يا بهرام گور ( 420 - 438 ميلادى ) با شاهزاده خانمى « 2 » هندى شمرده‌اند 23 . صحنهء دوم و سوم ( صحنهء سوم تقريبا در زير شنهايى كه باد آورده مدفون شده است ) 24 كه يكى بر فراز ديگرى در زير مقبرهء داريوش حجارى شده نقش چند سوار را نشان مىدهند . اين نقوش دو صحنه از جنگى سواره را مجسم مىسازند كه در آن شاه ( نفر سمت چپ ) بر دشمن خود ( نفر سمت راست ) ، كه نيزه‌اش شكسته و اسبش از معركه روى برتافته ، غلبه يافته است . احتمال دارد كه اين دو صحنه يادگار مبارزات پيروزمندانهء بهرام چهارم ( 388 - 399 ) ملقب به كرمانشاه باشد 25 . حجارى چهارم ، يعنى آنكه در سطح پايين ميان مقبرهء داريوش و نقش جنب آن قرار دارد بسيار جالب است ، زيرا تسليم شدن ( 260 ميلادى ) امپراتور روم والريانوس را در مقابل شاهنشاه ساسانى ، شاپور اول ، نشان مىدهد . شاهنشاه پيروزمند سوار بر اسبى جنگى است ، و فاتحانه انقياد امپراتور مغلوب را كه در برابرش زانو زده است مىنگرد . حجارى پنجم ، مانند نقوش دوم و سوم ، نبرد پر حرارت سوارانى را نشان مىدهد كه متأسفانه هنوز هويت
هامش
( 1 ) . آغاز سلطنت بهرام دوم 276 يا 277 ميلادى است . م ( 2 ) . طبق شاهنامه ، بهرام گور براى كسب اطلاعاتى دربارهء هند ، به عنوان نمايندهء شاه ايران ، به آن كشور رفت ، و به هنرنمايى و ابراز شجاعت پرداخت . شنگل ، پادشاه هند ، او را به جنگ گرگى و اژدهايى كه مزاحم مردم بودند فرستاد . بهرام هر دو را كشت . سپس ، با سپينود ، دختر شنگل ، گريخت و به ايران بازگشت . م