تنها يكى از اين چهار مقبره را بطور قطع و يقين مىتوانيم بگوييم متعلق به كيست ، و آن مقبرهء داريوش است . مقبرهء داريوش سومين مقبره از جانب راست ، و نزديك به محلى است كه صخره زاويهاى تند بوجود مىآورد . شناختن آن از اينجا ميسر است كه دو كتيبهء سه زبانى ، با متن و محتوى يكسان ، در نزديك نقش شاه ، و در اطراف درگاه كنده شده است 10 . در اين كتيبه ، كه حدود شصت سطر دارد ، داريوش اهورامزدا را مىستايد ، و نام ملل و اقوامى را كه طوق فرمانروايى او را به گردن افكندهاند برمىشمارد ؛ و مردم را از اينكه « از راه راستى بگردند » برحذر مىدارد . تمام اين نقشهاى برجسته ، از جمله نقش پادشاه و دو نفرى كه در پشت سر او ايستادهاند و از كتيبه برمىآيد كه نامهايشان گبرياس « 1 » و آسپاتينس « 2 » است ، و همچنين نقشهاى ملل تابعه در نتيجهء گذشت زمان و تأثيرات عناصر اربعه صدمهء بسيار ديدهاند 11 . حجاريهاى مشابه بر روى قبور ديگر كمك بسيار براى بازسازى آنها مىكند 12 . با مقايسهء جامهها و پوششهاى ملى ، و مشخصات قيافه ، و مقام و جاى حجارى ، و نامهايى كه در كتيبهء جنب حجارى ذكر شده است ، امروز مىتوانيم تقريبا تمام مللى را كه در آن حجارى نموده شدهاند ، بشناسيم 13 . مدخل مقبره چندان از زمين فاصله دارد كه بدون استعانت از طناب يا نردبان دسترسى بدان محال است . داخل مقبره را سياحان به دفعات بازديد و توصيف كردهاند 14 . مقبره تشكيل شده است از يك اتاق دالانمانند ، كه در كوتاه ورودى بدان باز مىشود ، و در مقابل مدخل ، سرداب يا دخمهاى است كه كف آن از سطح دالان بلندتر است . بر كف سنگى اين قسمت سه حفره كندهاند كه ظاهرا به مثابهء تابوتهاى سنگى هستند ، و مىبايست جسد شاه و دو نفر از نزديكترين كسانش را در آنها گذاشته باشند ؛ در امتداد راهرو به سمت چپ شش حفرهء ديگر از اين نوع كنده شده است . همهء قبرها خالى هستند ، و تنها ساكنان اين دخمهء مرتفع خفاشها و پرندگانند .
كتسياس دربارهء اين مقبره دو داستان دلانگيز و جالب نقل كرده است .
وى كه پزشك يونانى دربار اردشير بوده است بايستى در دوران توقف خود در ايران اين مقابر را به رأى العين ديده باشد . در يادداشت مختصرى كه دربارهء مقبرهء داريوش نوشته ( و من آن را لفظ به لفظ ترجمه مىكنم ) آورده است كه : « داريوش دستور داد كه در كوه مضاعف مقبرهاى براى او بسازند . چون كار به اتمام رسيد ، و خواست كه به سركشى آن برود ، كلدانيان ( مغان پيشگوى ) و والدينش او را از اين كار بر حذر داشتند . با اينهمه ، پدر و مادر داريوش خود راغب بودند كه بروند
هامش
( 1 ) .Gobryas، حاكم ايرانى ناحيهء گوتيوم ( در شرق دجله ، پايين نينوا ) فرمانده نيرويى بود كه از طرف كوروش كبير بابل را تسخير كرد . م
( 2 ) .Aspathines