تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
كه از طرف اسكندر مأمور شده بود تا مقبره را به صورت اول بازگرداند ، از كتيبه‌اى به زبان پارسى ( باستان ) نام مىبرد كه مضمونش چنين بوده است 40 : اى مرد ! من كوروش ، پسر كبوجيه هستم ، آن كه شاهنشاهى ايران را بنيان نهاد ، و فرمانرواى سراسر آسيا بود . پس به سبب اين عمارت بر من رشك مبر . استرابون ، پس از تكرار اين عبارات ، كه مىگويد آريستوبولوس آن را از حفظ داشته است ، مىافزايد كه اونسيكريتوس مىگويد « كتيبه به زبان يونانى ولى به خط پارسى ( باستان ) نوشته شده بود . . . ولى كتيبهء ديگرى هم به پارسى ( باستان ) وجود داشت كه داراى همان مضمون بود . » بدين نحو 41 : من كه در اينجا خفته‌ام كوروشم ، شاه شاهان . پلوتارك نيز گفتارى به همين مضمون دارد . وى حكايت مىكند كه چون اسكندر فهميد كه پولوماخوس مقبره را تاراج كرده است و آن كتيبه را خواند ، دستور داد كه آن را به خط يونانى زيرنويسى كنند ، متن كتيبه چنين بود 42 : اى مرد ، هر كه هستى و از هرجا كه مىآيى ( زيرا مىدانم كه خواهى آمد ) بدان كه من كوروش هستم ، كسى كه شاهنشاهى ايران را بنيان نهاد . پس بدين مشتى خاك كه بدن مرا پوشانده است رشك مبر . بيان اين كتيبه‌ها ، خاصه از آن جهت كه غرور عظمت را با فروتنى و تواضعى عميق منعكس مىسازند ، اصيل به نظر مىرسد ، و بويژه عبارت كوتاهى كه اونسيكريتوس نقل كرده است به طرز حيرتبخش و تحسين‌انگيزى مىتواند با كتيبهء فرضى فارسى باستان « ادم كوروش ، خشايثيه خشايثيانام » ( من كوروشم شاه شاهان ) [ كه در اينجا خفته‌ام ] ، ولو آنكه اصالت ترجمه به سبب كلمات مصراع شش‌وتدى يونانى مورد اعتراض باشد ، جز آنكه اونسيكريتوس فعل جمله را كه معمولا در فارسى باستان حذف مىشده ذكر كرده است . . . نگاهى به نماى مقبره نشان مىدهد كه سنگ بزرگى بر درگاه آن قرار دارد كه گويى براى آن تعبيه شده بوده است كه كتيبه‌اى بر آن نوشته شود . من آن را بدقت بررسى كردم ، ولى حتى اثر يك حرف در روى آن يافت نشد ؛ و در عكسى هم كه از آن گرفتم چيزى منعكس نگشت . ولى احتمال دارد كه حروف كتيبه به كلى از ميان رفته باشند ، يا كتيبه‌ها در اصل به صورت الواحى بوده‌اند بر ديوار نصب شده . احتمال اخير ، بخصوص با توجه به سوراخهايى كه در دو طرف تخته سنگ سر در مقبره ديده مىشود ، قوت مىگيرد . در حقيقت من در صحت اين روايت ترديد ندارم كه وقتى كه آريستوبولوس و اونسيكريتوس همراه اسكندر به تماشاى مقبره رفته‌اند كتيبه‌اى در آنجا وجود داشته است ، و بحث
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 335 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى