كتاب خويش را از نوشتههاى آريستوبولوس « 1 » - همسفر اسكندر در لشكركشيهاى وى به مشرق - اقتباس كرده است ، توصيفى بسيار عالى از مقبرهء كوروش ، و از ديدار اسكندر از آنجا ، بدست مىدهد 22 . وى مقبره را اينطور وصف مىكند كه در وسط باغى قرار گرفته ، و اطراف آن را بيشهها و درختستانها و چمنزارهاى سرسبز پوشانده است . خود مقبره بر پايهء مربع شكلى از سنگ نهاده شده ، و مانند خانهء سنگى مسقفى است 23 . درى كوچك دارد كه يك انسان متوسط القامه به زحمت مىتواند از آن بگذرد . در اين خانهء سنگى جسد كوروش در تابوتى زرين 24 نهاده شده بود كه بر ( يا كنار ) كرسيى با پايههاى زركوب قرار داشت 25 .
در زير اين كرسى فرشهايى با رنگ ارغوانى شاهى گسترده بود ؛ بر روى آن پوششى از فرشينه « 2 » هاى بابلى افكنده بودند ؛ و در پيرامونش پوششهاى گرانقيمت به رنگ ارغوانى و رنگهاى ديگر ، و نيز جواهر گرانبها و سنگهاى قيمتى نهاده بودند - ظاهرا اين اشيا را ، چنان كه آريان مىگويد ، بر روى ميزى نهاده بودهاند - 26 . وقتى كه اسكندر به ديدن مقبره رفت مشاهده كرد كه گنجينهء آن را تاراج كرده ، و جسد كوروش را از درون تابوت بر روى زمين افكندهاند . تاراجگران تابوت را كه به علت سنگينى زيادش نتوانسته بودند با خود ببرند شكسته و خرد كرده بودند ، و تنها صندوق و كرسى باقى مانده بود 27 . اسكندر چون اين بىحرمتى را ديد دستور داد تا جسد را دوباره در تابوت نهند ، و همه را به صورت اول اصلاح كنند . درگاه را از نظرها پوشاند ، و مدخل مقبره را با سنگى مسدود كرد و با ساروج محكم ساخت و با مهر خويش ممهور كرد 28 .
روايت استرابون ( حدود 30 پيش از ميلاد ) نيز در اصل چنين است ولى بدين تفصيل نيست . استرابون عمارت را « برجى كه چندان بزرگ نيست » مىخواند ، و با استناد به گفتار اونسيكريتوس « 3 » ، كه از همراهان اسكندر بوده است ، مىافزايد
هامش
( 1 ) .Aristobulus، از سرداران نظامى يونان و مورخ اسكندر مقدونى . تاريخ وى مورد استفادهء آريانوس ، بطليموس ، و استرابون قرار گرفت . يكى از افراد مورد اعتماد كامل اسكندر بود . م
( 2 ) .tapestry، پارچهاى كمابيش ضخيم و معمولا با نقش و نگار كه در بافت آن رشتههاى پود را از ميان تارها مىگذرانند ، و به عنوان فرش يا پرده يا براى پوشش مبل يا پوشش ديوار مورد استفاده قرار مىدهند از فرشينههاى باستانى قطعاتى از مصر ، مربوط به 1500 ق . م باقى است . فرشينههاى قديم چينى را با ابريشم سبك و نازك ، همراه با تارهاى زر ، مىبافتند . م
( 3 ) .Onesicritus، سردار ، دريانورد ، و مورخ اسكندر كبير . همراه وى به مصر رفت ، و كشتى او را در رود جهلوم ( در كشمير و پاكستان غربى كنونى ) راهنمايى كرد . -