تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
كه اين برج « ده رديف يا ده طبقه » داشت ، و جسد كوروش را در بالاترين طبقه به خاك سپرده بودند ؛ و اين ظاهرا اشاره‌اى است به پلكانها و پايه‌اى كه مقبره بر فراز آن قرار دارد 29 . پلوتارك ( حدود 50 ميلادى ) ، مانند نويسندگان پيش از خود ، از سنگنبشته‌اى سخن بميان مىآورد كه كوروش دستور داده بوده است بر روى قبرش بگذارند ، و مىگويد نام بزهكارى كه حرمت مقبره را ناديده گرفت و بدان داخل شد پولوماخوس « 1 » بود 30 . نويسندهء ديگر كوينتوس كورتيوس مىگويد اسكندر چون ديد كوروش بر خلاف آنچه گزارش داده بودند خيلى ساده و بدون زر و زيور به خاك سپرده شده است - و تنها سپر و دو كمان سكايى و شمشيرش با اوست - ناراحت شد ، و دستور داد تا تاجى زرين بر روى تابوت گذاشتند و تابوت سنگى را با شنل گرانبهاى خود پوشانيد 31 . اما به سخن كورتيوس اعتمادى نيست . گفتار اتفاقى پلينى مهين ( متوفى در 79 ميلادى ) به ما اطلاعاتى مىدهد كه هم از لحاظ شناختن مقبره و هم از لحاظ جاى آن مهم است . پلينى مىگويد : « دژ پازارگاد در دست مغان است ، و مقبرهء كوروش در اين دژ جاى دارد » 32 . بعلاوه اين سخن با گفتار آريانوس و استرابون مطابق است كه مىگويند مغان حفاظت و نگهدارى مقبرهء كوروش را بطور موروث بر عهده داشتند ، و در نزديكى آن مىزيستند . و در آنجا هر روز گوسفندى و هر ماه اسبى قربانى مىكردند 33 . چون به آرامگاه نزديكتر شديم جزئيات توصيفات نويسندگان قديم بيشتر بر ما روشن گشت . عمارت كه از دور مانند برجى مىنمود اكنون به گفتهء آريانوس هيئت « يك خانهء سنگى مسقف » داشت ، و پلكانهاى پهن آن كه هفت تا بود نه ده تا ، جوابگوى سخن اونسيكريتوس در روايت استرابون بود 34 . در مقبره كه روى به جانب مغرب ، يا اگر درستتر بگوييم روى به جانب شمال غربى ، دارد به نحو شگفت‌انگيزى كوچك است ، و در اطراف گور آثارى باقى مانده است كه نشان مىدهد در پيرامون مقبره محوطهء چهارگوش ستوندارى بوده است . به استثناى چند ستون ، كه با همهء شكستگى نشان مىدهند مدخل محوطه از كدام طرف بوده است ، بيشتر ستونها ناپديد گشته ، يا به صورت متفرق بر روى زمين افتاده‌اند 35 . تعدادى گور جديد محوطهء پاى مقبره را فرا گرفته است ، و صاحبان اين قبور بخصوص اصرار داشته‌اند كه مردگانشان نزديكتر به مقبره‌اى كه آن را مزار مادر سليمان مىپنداشته‌اند ، باشد . در تأييد بيشتر گفتار آريانوس كه مىگويد « خانهء كوچكى براى مغانى كه مقبره را محافظت مىكردند » 36 . در آنجا وجود داشت ، ما در حدود صد
هامش
- تاريخى داستان مانند ، به سبك كوروپايديا اثر گزنوفون ، دربارهء اسكندر نوشت كه بعدها مورد استفادهء استرابون و پلينى قرار گرفت . م ( 1 ) .Polymachus
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 333 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى