تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
كه دربارهء مرگ كوروش وجود دارد ، و روايتى است كه به نظر او بيشتر مقرون به حقيقت است . همين داستان را ديودوروس سيسيلى « 1 » در قرن اول پيش از ميلاد به صورت مختصر بيان مىكند . وى ظاهرا روايت خود را از هرودوتوس گرفته است جز آنكه قتل كوروش را به آمازونها « 2 » نسبت مىدهد و مىگويد كه او را به چهارميخ كشيدند 15 . داستان با تفصيل و شاخ و برگ به وسيلهء يوستينوس « 3 » ( حدود 150 بعد از ميلاد ) در مختصرى كه از تاريخ پومپيوس تروگوس « 4 » پرداخته است ، تكرار مىشود ؛ و سپس پولوانوس « 5 » ( حدود 163 بعد از ميلاد ) به اختصار آن را ذكر مىكند 16 . بروسوس « 6 » ( حدود 280 قبل از ميلاد ) ، از مورخان قديم ، مىگويد كه كوروش در سرزمين قبيلهء داهه « 7 » كشته شد 17 . نويسندهء قديمتر از او ، كتسياس « 8 »
هامش
( 1 ) .Diodorus، مورخ سيسيلى قرن اول ق . م . تاريخى در 40 مقاله تأليف كرد كه مقالات 1 - 5 و 11 - 20 آن كاملا محفوظ مانده است . اين مقالات مربوط به تاريخ مصريها ، مردم بين النهرين ، هندوها ، سكاها ، عربها ، و قسمتهايى از تاريخ يونان و روم است . م ( 2 ) .Amazons، بنابر افسانه‌هاى يونانى ، قبيله‌اى از زنان ساكن آسياى صغير ، كه هيچ مردى را به خود راه نمىدادند ؛ وقتشان به شكار و جنگ مىگذشت . م ( 3 ) .Justinus، مورخ رومى كه كتاب تاريخ مفصل پومپيوس تروگوس را تلخيص كرد . گرچه اين خلاصه همچند اثر اصلى نيست ، تا حدى از خصوصيات آن برخوردار است . م ( 4 ) .Pompeius Trogus، مورخ رومى . پدرش در خدمت قيصر بود . خود او آثارى در حيوانشناسى و گياهشناسى نوشت كه مورد استفادهء پلينى قرار گرفت . اثر عمده‌اش تاريخ مفصلى است كه در 44 مجلد نوشته : مجلدات 1 - 6 ، ملل مشرق و يونان ؛ 7 - 12 ، مقدونيه ؛ 13 - 40 ، دولتهاى هلنيستى ؛ 41 - 42 ، تاريخ اشكانيان تا سال 20 ق . م ؛ 43 - 44 ، دولت روم . م ( 5 ) .Polyaenus، محقق و نويسندهء مقدونى در قرن دوم ميلادى . پاره‌اى از نوشته‌هايش از نظر تاريخى باارزش است . اثرى ( در 8 مجلد ) در باب حيله‌ها و رموز جنگى تدوين و آن را به ماركوس آورليوس و وروس ( امپراتوران روم ) تقديم كرد . م ( 6 ) .Berossus، مورخ بابلى قرن سوم . آثارش كه به زبان يونانى نوشته شده است شرح اساطير بين النهرين در باب خلقت ، و حوادث تاريخى است . قسمتهايى از نوشته‌هايش ، از طريق نقل در آثار ديگران ، باقى مانده است . م ( 7 ) . قبيله‌اى از سكاها كه در شرق درياى خزر زندگى چادرنشينى داشتند . دسته‌هايى از آنان در سپاه داريوش و اسكندر مقدونى خدمت مىكردند . افراد اين قبيله هدفشان مرگ در حين جنگ بود ، و مرگ طبيعى را موهون مىدانستند . م ( 8 ) .Ctesias، نويسندهء يونانى و طبيب اردشير دوم هخامنشى . هفده سال در دربار ايران بزيست و كتابى به نام « پرسيكا » در 23 مقاله در باب تاريخ ايران تأليف كرد . متن كامل كتاب در دست نيست ، و فقط قطعاتى كه ديگر نويسندگان از آن نقل كرده‌اند باقى است . م