در من اثرى فوق العاده گذاشت .
چند صد متر آن سوتر ، به طرف جنوب ، ستون تنهايى بر پاى ايستاده است كه 20 پا ( - 096 ، 6 متر ) بلندى آن ، و سرش شكسته است . اين ستون ، چنان كه در تصوير هويداست ، از سه قطعه تشكيل شده ، و به نظر مىرسد كه قسمتى از يك درگاه بوده است . نزديك به تارك اين ستون به خط ميخى و به سه زبان اين كلمات ساده ولى پر ابهت كنده شده است : « من كوروشم ، شاه هخامنشى » .
ادم كوروش خشايثيه خشايثيانام .
همين كلمات ، چند صد متر آن سوتر در جانب جنوب شرقى ، بر جرز يك عمارت يا حياط ويران تكرار شده است ؛ زمانى نيز بالاى ستون استوانهاى بلندى را در داخل اين محوطه مزين ساخته بود ، ولى اكنون اثرى از آن بر جاى نيست .
اين ساختمان به كلى ويران است . همين وضع در مجموعهء ديگرى از ويرانهها صادق است كه اندكى آن طرفتر ، در جانب شرق جنوب شرقى ، بر فراز كف بلندى از سنگ سفيد ، كه پايهء ستونهاى پيشين و قاعدهء درگاههاى ويران را در بر دارد ، ديده مىشود 7 .
اما من به اين آثار چندان توجهى نكردم زيرا فكر و انديشهام متوجه تكسنگى بود كه در جانب شرقى ستون مدور و حياط سنگفرشى كه اكنون ذكر كردم ، در ميان دشت بر پا ايستاده بود . من از ديرباز وصف آن را شنيده بودم ، و هميشه در انتظار بودم كه روزى خود به ديدار آن موفق گردم .
اين اثر جالب و شگرف تختهسنگ عظيمى است كه بيش از 12 پا ( - 657 ، 3 متر ) بلندى ، 5 پا ( - 524 ، 1 متر ) پهنى و 2 پا ( - 96 ، 60 سانتيمتر ) ضخامت دارد . بر سطح جلو آن كه در معرض جريان هوا بوده نقش برجستهء پادشاهى حجارى شده است . پادشاه تاج شگرفى بر سر دارد كه اثرات نفوذ هنر مصرى در آن هويداست . ولى شگفتانگيزترين مشخصهء آن نقش دو بال عظيم است كه از شانهها رسته و فرو آويخته و تا نزديك پا كشيده شده است 8 . اين حجارى براستى نماد و مظهر سلطنت و پادشاهى است . بر قسمت بالاى تكسنگ زمانى سنگنبشتهاى قرار داشته ولى اينك شكسته است ، اما ما از روى نقاشيها و تصاويرى كه نخستين سياحان فرنگى از آن عرضه داشتهاند ، مىدانيم كه در آن قسمت اين كلمات ساده « من كوروشم ، شاه هخامنشى » نقر شده بوده است - كلماتى كه سادگى و ابهت آنها با عظمت محيط پيرامونش سازگارى تمام داشته است 9 .
دوباره سوار اسبم شدم و صفر و راهنمايان نيز به دنبالم راه افتادند ، و به سوى مقبرهء منفردى كه تنها عمارت عمده و اصلى دشت پازارگاد است پيش رانديم .
براى اينكه به جادهاى كه بدان راه مىبرد برسيم ناچار از ميان كشتزارهايى كه با