را كوه آتشكده يا كوه آتشگاه مىنامند » 29 .
آشر « 1 » ( 1865 ) توصيف مختصرى دربارهء كوه آتشگاه مىآورد ، و به آجرهاى بزرگى كه در ويرانههاى آنجا ديده است اشاره مىكند . نيز مىگويد كه « آتشكدهء آنجا را اردشير بنا نهاده است » 30 .
لرد كرزن « 2 » ( 1892 ) يكى دو جمله دربارهء موضوع اين صخرهء تنها و منفرد كه قلهاش را ويرانههايى از خشت و آجر پوشانده نوشته است و گويد : « آنجا را به علت وجود اين روايت كه اردشير درازدست « 3 » آتشكدهاى برفراز آن ساخته بوده است ، آتشگاه مىگويند . ممكن است اين روايت صحيح باشد ، ولى ويرانههايى كه اينك در آنجاست چندان قديمى نيستند » 31 .
اكنون جاى آن است كه من مواد و اطلاعات بيشترى بر اين گفتارهاى مختصر بيفزايم . اين مواد روشنى تازهاى بر موضوع خواهند افكند و تاريخ آتشكده را بيش از هزار سال به عقب خواهند برد . اين مواد را در آثار جغرافىنويسان مسلمان قرن سوم و چهارم هجرى قمرى مىتوان يافت كه اينجا را آتشكدهء ماربين يا مارس ( بسته به اينكه كلمه و نسخه بدلهاى آن را چگونه بخوانيم ) 32 مىخواندند ، و ماربين نام ده يا بخشى است در حومهء اصفهان .
نخستين نويسندهء شرقى كه گفتارش را به شهادت مىآوريم ابن خرداذبه « 4 » است كه در موارد مختلف ديگر نيز از او نقل قول كردهايم . وى در توصيف حومهء اصفهان مىگويد كه : « در آبادى ماربين ( مارس ) دژى قرار دارد كه تهمورث « 5 » آن را
هامش
( 1 ) .Ussher( 2 ) .Curzon( 1859 - 1925 ) ، سياستمدار انگليسى كه آخرين رجل داراى طرز تفكر اشرافى قرن هجدهم بشمار مىرود . در 1898 - 1905 نايب السلطنهء هند و در 1919 - 1924 وزير امور خارجه بود . از 1887 تا 1894 سفرهاى زيادى در اروپا ، امريكاى شمالى ، و آسيا كرد ، و كتابهايى نوشت . معروفترين اثرش « ايران و مسئلهء ايران » ( 1892 ) است . م
( 3 ) . اردشير درازدست يا اردشير اول ، شاهنشاه ( 464 - 424 ق . م ) سلسلهء هخامنشى . م
( 4 ) . جغرافىدان معروف ايرانى ، كه از ندماى معتمد خليفهء عباسى بود .
مهمترين اثرش كتاب « المسالك و الممالك » است كه آن را بين سنوات 230 و 234 تأليف كرده است . اين كتاب بعدا مورد استفادهء بسيارى از جغرافيانويسان قرار گرفت .
ابن خرداذبه در 300 ه . ق درگذشت . م
( 5 ) . بنابر شاهنامه ، سومين پادشاه سلسلهء پيشدادى است . وى پسر هوشنگ بود ، « ديوبند » لقب داشت ، و 30 سال سلطنت كرد . گويند اهريمن را به صورت اسبى درآورده بود و بر آن سوار مىشد و جهان مىپيمود . ديوان كه از كارهاى او آگاهى يافتند به جنگ با او برخاستند ، ولى تهمورث بيشتر آنها را كشت . م