مىخورد . در جنگ ميان داريوش و اسكندر ، داريوش در اين قلعه استقرار جست . در بدنهء كوه مغارهاى قرار دارد كه معلوم نيست طبيعى است يا ساختگى يا هر دو ؟ در درون اين غار چشمهاى طبيعى قرار دارد كه آبى گوارا و عالى از آن بيرون مىجوشد . در آنجا معمولا درويشى زندگى مىكند 24 .
دوليه - دلاند « 1 » ( 1665 ) هنگام ذكر محلهء گبرآباد اصفهان فقط از اين تپه نام مىبرد 25 . شاردن ( 1666 و 1677 ) ، هنگام توصيف محلهء گبران در نزديك اصفهان ، كه وسيلهء شاه عباس براى احداث قسمتى از كاخ سلطنتى در حومهء شهر ويران شد ، تنها به ذكر چند كلمه دربارهء « ماندگاه گبران » قناعت مىورزد 26 .
بل « 2 » ( 1715 ) داستان اسكندر و داريوش را تكرار مىكند . سخن اين سياح انگليسى چنين است : « در پنج يا شش كيلومترى جنوب شهر آثار ويرانهء برجى برفراز كوهى ديده مىشود . گويند در جنگ دوم اسكندر كبير با ايرانيان داريوش در آنجا مىنشست » 27 .
كرپورتر ( 1821 ) يك بند ( پاراگراف ) از كتاب خود را به توصيف اين تپه اختصاص داده است ، و حاصل مشاهدات خود را اين گونه بيان مىدارد : « اين كوه آتش يك كوه و تپهء مصنوعى است كه در نزديكى محلهاى از شهر قرار دارد كه گبران ، بخصوص آنها كه در پى سپاهيان محمود آمدند ، در آن ساكن هستند ؛ و ترديد نيست كه آنها نقطهاى را براى اقامت خود برگزيدهاند كه نياكانشان از همان ابتداى مسكون شدن ساحل زايندهرود در آنجا ساكن بودهاند و پرستشگاه خويش را در آنجا برپاى داشتهاند » 28 . سخن آخر كرپورتر ، تا آنجا كه قدمت آتشكده را مورد تأييد قرار مىدهد ، صحيح است ؛ ولى اينكه مىگويد تپه مصنوعى است ، پايه و اساسى ندارد ؛ زيرا بررسى صخرههاى كوه بطلان عقيدهء او را ثابت مىكند .
سر ويليام اوزلى « 3 » ( 1823 ) تنها ذكرى از تپهء آتشگاه كرده است : « [ از جلفا ] منظرهء كوهى در فاصلهء هشت - نه كيلومترى از روى پل ديده مىشود كه برفراز آن ويرانههاى عمارتى به چشم مىخورد كه خود زياد قديمى نيست ، ولى ، بنا بر روايات ، در محل ، آتشكدهء ويرانى است كه ساخته شده است . از اينرو برآمدگى
هامش
( 1 ) .Daulier - Deslandes( 2 ) .Bell. جان بل ( 1691 - 1780 ) ، سياح و پزشك اسكاتلندى كه به روسيه ، ايران ، چين ، و مغولستان سفر كرد . سفرنامهاش در 1763 انتشار يافت . م
( 3 ) .Ouseley( 1767 - 1842 ) ، مستشرق انگليسى . از آثارش « سياحتنامهء ممالك مختلف مشرق زمين خاصه ايران » ( 1819 - 23 ) و « جغرافياى ممالك شرقى ابن حوقل » ( 1800 ) است . كتاب بختيارنامه را به انگليسى ترجمه كرد . م