تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
ساختمان آتشكده فروتر آيم . نخست ديوارهاى يك بناى مخروب كه در جانب جنوب شرقى قلهء تپه قرار داشت نظر مرا جلب كرد . اين ديوارها باقيمانده‌هاى يك رشته تالارها و اتاقهاى پيوسته بودند كه طبق نقشه‌اى معين ساخته شده بودند ، ولى اكنون بطور اسفناكى در حالت ويرانى و فروريختن بودند . بعد از بررسى اين ويرانه‌ها به جانب شمال شرقى روان شدم . در آنجا ساختمان پرداخته‌ترى مشاهده كردم كه وضعش بدتر و نابسامانتر از عمارت پيشين بود . يكى از اتاقهاى اين ساختمان ، كه حدود دو متر مربع مساحت داشت هنوز آن اندازه سالم مانده بود كه من بتوانم طرح كلى ساختمان آن را مورد مداقه قرار دهم ، ولى تا كمر از زباله و خاكروبه انباشته شده بود . ديوارها را از گل و آجر ساخته و سپس روى آنها را اندود كرده بودند ، و دو تا از ديوارهاى جانبى كه فاقد در و پنجره بودند به وسيلهء نماسازيهاى طاق‌مانند تزيين يافته بودند ؛ و اين نماهاى طاقىشكل را به وسيلهء ستونهاى خشتى كه عرقچين روى آنها از آجر بود به شكلى كه در اينجا مىبينيد نشان داده بودند . نيز طاقچه‌هايى در دل ديوار احداث كرده بودند كه شبيه طاقچه‌هاى خانه‌هاى كنونى ايرانيان بود . دو ديوار ديگر اتاق ، چنان كه از عكس من هويداست ، درگاههايى با طاق قوسى داشتند كه رو به صحرا باز مىشدند . منظرهء رودخانهء زنده‌رود ( زاينده‌رود ) ، كه چون رشته‌اى سيمگون در دل دشت كشيده شده بود ، و باغهاى تودرتوى اطراف اصفهان تضاد شديدى با ويرانى و نابسامانى درون آتشگاه داشت . در كنار اتاقى كه من هم‌اكنون وصف كردم اتاق ويران ديگرى قرار داشت كه ديوارهاى گچ‌اندود و طرح آن هنوز قابل تشخيص بود ، ولى از اتاق قبلى كه ذكر كردم كوچكتر بود ، و چيزى كه در خور توجه خاص باشد در آن يافت نمىشد . بعد از آنكه به اين طريق ويرانه‌هاى آتشكده را مورد بررسى قرار دادم مشاهداتى نيز دربارهء طرح كلى تپه به عمل آوردم . اطراف تپه جز در يك نقطه با شيب ملايمى فرو مىنشست ، و در آن نقطه ديوارى دفاعى راه آتشكده را مىبست . كسى نمىداند كه اين ديوار در گذشتهء ايام تا چه حد به آتشگاه خدمت كرده است . هنگامى كه از تپه پايين مىآمدم در نزديكيهاى قله ، چشمم به چند مغازهء طاقدار افتاد . در ساختمان اين مغازه‌هاى حجره‌مانند خشتهاى خام بزرگى ، شبيه خشتهايى كه من در رى ديدم ، به كار رفته بود . بعضى از اين مغازه‌ها كوچك و بعضى نسبتا بزرگ بودند .
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 295 | فريدون بدره اى / ابراهم والنتاين ويليامز جكسون / منوچهر اميرى