تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
بام فروريخته است . چنان كه از عكسى كه من از جانب غربى آتشكده گرفته‌ام هويداست ، هشت درگاه به هشت جهت مختلف باز مىشود 23 . ستونهاى آجرى گچ‌اندود كه جرزهاى بغل درها را بوجود مىآورند و در عين حال پشتيبان و نگهدار سقف بنا هستند طورى ساخته شده‌اند كه به آتشكده هيئت بنائى ستوندار مىدهند . در زير ساختمان شالوده و پى مصنوعى وجود ندارد ، و آتشكده مستقيما بر روى صخره‌اى طبيعى ساخته شده است كه قسمتى از آن در كف بنا هويداست . چون به پرستشگاه ويران قدم نهادم مشاهده كردم كه بر بالاى هر يك از درگاهها طاقچه‌اى در دل ديوار احداث شده است كه خطوط آن طورى منحنىوار و متقارن به يك نقطه منتهى مىشود كه از داخل به درگاهها شكل و آرايشى مقوس مىبخشد . اثرات اندودى قهوه‌اىرنگ در اين طاقچه‌ها باقى بود ، و قسمتهايى از قبه و ديوارها كه بالاتر از حد دسترس بودند هنوز سالم مانده بودند . جز با نيروى خيال نمىتوان آرايش اصلى ديوارها را تصور كرد . آيا پوششى از سفال داشته‌اند ، يا داراى روكاريى از مرمر بوده‌اند ، و يا قابهاى سنگى در اطراف ستونها كار گذاشته شده بوده است ؟ اثرى از كتيبه ، لوحه ، و يا حجارى در هيچ‌جا ديده نمىشود ، جز آنكه بعضى از اشخاصى كه به ديدار آتشكده آمده‌اند ، خويشتن را از ديوارها بالا كشيده و نام خود را با شتابزدگى و با خطوطى ناهنجار در ميان طاقچه‌ها قلم زده‌اند . از اين بابت مشرق زمينيها ، در عشق ملامت‌آميزى كه به نوشتن نام خود در اماكن معروف دارند ، دست كمى از پسر عموهاى مغرب‌زمينى خود ندارند . كف آتشكده تقريبا دايره‌شكل است و قطرش چهار متر و شانزده سانتيمتر مىباشد . در وسط آن طرح دايره‌شكل چيزى چشم را مىنوازد كه احتمالا پايه و شالوده‌اى ساروجين بوده كه آتشدان بر آن قرار مىگرفته است . در زير زباله‌ها من مقدارى خاكستر پيدا كردم ، از كجا معلوم است كه اين خاكسترها بازماندهء آتشهايى نباشد كه مغان مىافروختند ؟ بالاى تپه را علاوه بر آتشكده يك رشته بناهاى ويران ديگر ، كه در پيرامون آتشكده ولى اندكى پايينتر از آن ساخته شده‌اند ، فرا گرفته است . اين عمارات جانب شرقى ، جنوب شرقى و شمال شرقى قله را پوشانده‌اند . همهء اينها بر روى هم محوطهء عمومى آتشگاه را بوجود آورده‌اند ، و ظاهرا سكونتگاه موبدان ، و حريم آتشگاه ، و نيز شايد به مثابهء خزانهء آتشكده بوده‌اند . طرح و ترتيب اين بنا مرا به ياد آتشكدهء ويرانى افكند كه در سفر يزد در نزديك ابركوه « 1 » ديدم . براى اينكه اين اتاقهاى ويران را بازديد كنم ناچار مىبايست چند گامى از
هامش
( 1 ) . نام اصلى ابرقو است زيرا آبادى ابرقو ( مركز بخش ابرقو از شهرستان يزد ) بتمامى بر روى سنگ ساخته شده است . م